به مناسبت ۱۶ آذر ؛ جنبش های دانشجویی ، وجدان بیدار و زبان گویای ملت ها هستند

با نگاهی به تاریخ جنبش های اجتماعی که قسمتی از تاریخ هر ملتی محسوب می شوند،می توان رخدادهایی را رصد نمود که  نتنها به فراموشی سپرده نشده ، بلکه همچون چراغی پر فروغ ، چشمان جویندگانش را بسوی خود معطوف داشته است. بدون شک این رخدادها را نباید به فراموشی سپرد بلکه می بایست دائم گرامیداشت تا آیندگان ، درد و رنج گذشتگان تاریخ ملتشان و حتی ملت های دیگر را در یاد داشته باشند ، تاریخی که مملو از مستبدانی  است که آزادی انسان ها  را به بهانه های مختلف منکوب و  نتنها صدای مخالفان را ، بلکه معترضان را نیز تحمل نمی نمودند !
جنبش‌های دانشجویی نیز به عنوان یک جنبش اجتماعی در کشورهای مختلف ،  به علت پیشرو بودن ذاتی خود، همواره از تاثیرگذارترین جنبش های اجتماعی محسوب می شوند که بار نبود احزاب مستقل و نهادهای مدنی تاثیرگذار در جوامع مختلف و مخصوصا توسعه نیافته را ، به عنوان «وجدان بیدار و زبان گویای ملت » در مواقع حساس و مهم تاریخی و عمدتا  در برابر حکومت های اقتدارگرا به دوش کشیده و از این بابت نیز هزینه‌های زیادی را به طرق مختلف متحمل شده اند .
هرچند این حرکت‌های دانشجویی به علت غیرمنعطف بودن  غالب حکومت ها، نتوانسته اند گاها مسیر حرکت جوامع شرقی  را، دچار تغییرات  اساسی کنند، ولی با این وجود جرقه‌هایی را در ذهن ملت‌ها پدیدار و مسیر برنامه های حکومت هایی را که در مسیر منافع ملت های خود قدم برنداشته اند را ، غالبا دچار وقفه ، تعلل و حتا توقف نمایند .
بدون شک طی یک قرن گذشته ، جنبش های دانشجویی در کشورهای مختلف و بالطبع در کشور ما نیز، بنا به رسالت حقیقت جویی و عدالت خواهی خود ، روزهایی را از خود به یادگار گذاشته اند  که تاریخ ملت ما ، قادر به فراموش کردنشان نیست. قطعا در جوامعی  که از بی ثباتی و تنش‌های سیاسی، حکومت‌ کودتا، سلب آزادی‌های مشروع و محرومیت‌های مختلف رنج می برند، دانشجویان به‌علت نبود سازوکار درست و قانونی، به سمت اعتراضاتی روی می‌آورند که مسلما چیزی جز کشته شدن یا برخوردهای خشن و سلبی  در انتظارشان نخواهد بود!
وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت قانونی دکتر مصدق ، از وقایع مهمی بود که باعث انحراف حرکت تاریخی ملت ایران و دورشدن از خواسته آنها یعنی تشکیل یک نظام مردم سالار و متکی به آرای عمومی  شد. مسیری که می توانست ایران را با همه پتانسیل‌های خاص فرهنگی، سرزمینی، جمعیتی و غیره، به‌عنوان یک دموکراسی نو ظهور به کشوری قدرتمند و الگویی برای کشورهای استبدادزده و استعمارزده جهان در آن عصر، تبدیل نماید . این خود دلیلی کافی بود که دولت کودتا با ایجاد اختناقی تمام عیار برای سیاسیون غیر همسو، علاوه بر محاکمه نخست وزیر محبوب ملت، زمینه عادی سازی روابط با بریتانیا (به عنوان مسبب اصلی کودتای شوم ۲۸ مرداد ) را فراهم کند.
اعلام سفر قریب الوقوع ریچاردنیکسون معاون رئیس جمهوری ایالات متحده دیگر کشور حامی  کودتا ، به نوعی دهن کجی به ملتی بود که در مسیر گذار از حکومت پادشاهی قاجار تا دولت ملی مصدق ، هزینه های زیادی را پرداخته بود .
این طبیعت اکثر حکومت های جهان سوم است که ملت‌هایشان، حقوق مدنی و آزادی های مشروع خود را به دلیل امتتاع حکومت هایشان ، نه به روش صلح جویانه و تعامل  ، بلکه باالاجبار و عمدتا به طرق غیرمسالمت آمیز و با اعتراضات گسترده از حکومت هایشان کسب  کنند.
اینچنین بود که در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و درست چند ماه پس از کودتای ننگین انگلیسی _آمریکایی ، دانشجویان دانشگاه تهران ، به علت حضور ماموران در محوطه دانشگاه ، اقدام به سخنرانی های اعتراضی و روشنگرانه نمودند که هجوم نیروهای ویژه امنیتی به دانشگاه، منجر به شهادت سه دانشجو و مجروح شدن تعدادی دیگر از آنها  شد،
جنایتی که با اعتراضات گسترده داخلی و جهانی نیز روبرو شد؛ با این وجود فردای آن روز ریچارد نیکسون ، دکترای افتخاری خود را در رشته حقوق از همین دانشگاه دریافت نمود! و چه زیبا دکتر علی شریعتی در این خصوص  نوشته است:«اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همانجایی که…، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند! این سه یار دبستانی … نخواستند ـ همچون دیگران ـ کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند.»
امروز نیز دانشجویان این سرزمین هرچند در طیف های متعدد سیاسی  ولی همچنان در مسیری حقیقت جویی و عدالت خواهی قرار دارند .هرچند حرکت این دانشجویان در چهار دهه گذشته و پس از انقلاب ،  با فراز و فرودهایی همراه بوده ، با این حال دانشجوی ایرانی جلوتر از هر آزادیخواهی ، عدالت خواهی ، وطن پرستی ، دین مداری ، متجددی ، سنت گرایی و هر آنچه در آرمان‌ها و ایده آل‌های ملتش وجود دارد، حرکت می کند،  می اندیشد ، درک می کند ، آرزو دارد و فعالیت می کند  ؛ زیرا دانشجو فردی آرمانگراست که با انرژی  فزاینده خود در پی اصلاح جامعه از کژی‌ها ، نابرابری ها و بی عدالتی هاست.
طبیعت خردورز دانشجو او را به تامل و تفکر در گذشته و مسیر پیش روی جامعه اش وا می دارد ، پس اوست که باید به علت قرار گرفتن در جایگاه دانشجویی و دانش پژوهی ، گوشه ای از مسئولیت تحلیل و پیگیری مطالبات جامعه اش را به دوش بکشد.
با این وجود به نظر می رسد وجود تکثر افکار ، عقاید و نظرات طیف های دانشجویی و نبود انجمن های صنفی قوی و منسجم ، دانشجویان را در برهه هایی وجه المصالحه و مورد سوء استفاده گروه‌ها و جناح های سیاسی خاص قرار داده و آنها را از  تاثیرگذاری مناسب و موثر در سیاست داخلی و خارجی کشور دور ساخته است.
آنچه مسلم است دانشجویان همیشه و همچنان به عنوان عصاره خِرد و صدای رسای ملت‌ ، در کنار رسانه ها و اندیشمندان حوزه های مختلف فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی  ، وظیفه روشنگری جامعه را نیز  به عهده دارند ؛ وظیفه ای که نیازمند هوشیاری و تحلیلی صحیح و جامع  از شرایط  کشور ، منطقه پیرامونی و  فضای بین المللی دارد .
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *