مرز دغل با عمل در شعار کاندیداها

مرز دغل با عمل در شعار کاندیداها

سیاست شرق _ حسن نسیمی؛

فرصتی دست داد تا به واسطه یکی از اطرافیان یک نامزد انتخابات- که این روزها به لیدر مشهور شده اند- صحبت کوتاهی با یکی از کاندیداهای نمایندگی مجلس داشته باشم.

از این جناب نامزد که اصرار داشت بهترین است و دیگر نامزدها غیر اصلح خواستم در صورت راه یابی به ساختمان بهارستان برنامه های خود را برای وکالت مردم استان اعلام کند که ایشان خیلی سریع ده مورد تیتر وار ردیف کرد:
۱- ایجاد اشتغال و رفع معضل بیکاری
۲ – رفع معضل میزگردها
۳- پرداخت یارانه و سبد معیشت‌ به همه مردم
۴- کاهش نرخ بنزین و حامل های انرژی
۵- رفع معضل اعتیاد و کاهش آسیب های اجتماعی
۶ – مبارزه با فساد و اختلاسگران
۷- دریافت چند درصد پول فروش نفت برای استان
۸- کاهش هزینه ها و تعرفه های درمانی ۹ و ۱۰ …

با ذکر هر بند، دوست همراهش احسنت غلیظی از اعماق نای و مری خارج می کرد و گُل از گُلش می شکفت!

دلم برای همراه ساده دلش سوخت که فریب چه وعده های خوش آب و رنگی را خورده و سال بعد همین موقع قرار است جزو یکی از مخالفان جدی نماینده ی محبوب و رابین هودش شود.

متاسفانه نتوانستم مرز میان ساده لوحی و فریب را در صحبت های جناب نامزد تشخیص دهم.

با بی حوصلگی از او خواستم برنامه اش را برای ایجاد اشتغال و شرح وظایف نمایندگان در این باره توضیح دهد.
گفتم: مگر شما سرمایه گذار یا کارآفرین هستید که ایجاد اشتغال کنید؟
توضیح اش برای نماندن و نشنیدن سایر شعارهایش قانعم کرد و از خودم به خاطر اینکه بر خلاف روحیه و رویه اخلاقی ام چند دقیقه از عمرم را صرف شنیدن اباطیل شخصی متوهم  کردم عصبانی بودم.
او در پاسخ به پرسش ام گفت: به تمام شرکت ها و کارخانه های بزرگ و کوچک و تمام ادارات دولتی و خصوصی استان دستور می دهم تمام جوانان بیکار استان را استخدام کنند.
گفتم: اولا با چه ضمانت اجرایی قادر هستی شرکت های دولتی و خصوصی را مکلف کنی و نقش دولت این میان چه می شود؟
پاسخ اش شوکه ام کرد. با تبختر گفت: ضمانت اجرایی آن خودم هستم و دولت این وسط هیچ کاره است.
گفتم: شما حتی اگر برنامه ات ایجاد اشتغال باشد بدین‌معنا نیست که جوان بیکار ما را به بنگاه های اقتصادی معرفی کنی بلکه می بایست در طول دوران نمایندگی با بهره گیری از قدرت لابی گری و چانه زنی قوانین مرتبط در حوزه کارآفرینی و ورود مردم به سرمایه گذاری را تسهیل کرده و شرایط را با ارایه برنامه برای زیر ساخت ها در ایجاد فرصت شغلی جدید آماده کنی و این تنها یک بند از ۱۰ بند شعار تبلیغاتی این دوست و نامزد دورنمای ما بود.
ده مشکل عمده استان و ایران عزیز که به لطف گوشی همراه و جست و جویی کوتاه با عنوان ده معضل اصلی استان در اینترنت قابل دسترسی است. افرادی که می دانند رای نمی آورند اما برای پربار کردن رزومه کاری شان و گرفتن پست های بالاتر در حوزه های مسوولیت شان نامزد انتخابات مجلس شده اند!

خداحافظی کوتاهی کردم و در حالی که مغزم از قیل و قال و صداهای نخراشیده بلندگوهای ستاد های تبلیغاتی اطراف ام در حال انفجار بود راه منزل را در پیش گرفتم و من ماندم یک پرسش جدی:

آیا واقعا راهی برای شناخت نامزدهای اصلح و ناصالح وجود دارد؟

انتهای پیام



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *