خودکشی؛ تقدیر یا فرار از تقدیر

سیر صعودی خودکشی در جامعه به دلایل مختلف، زنگ خطر فروپاشی امنیت روانی جامعه را به صدا در می آورد، که اگر توسط مسئولین ذیربط و کارشناسان امور اجتماعی مورد توجه قرار نگیرد، تبعات جبران ناپذیری را درپی خواهد داشت.

سیاست شرق _ مهین سعیدی(جامعه شناس وپژوهشگر آسیبهای اجتماعی)

خودکشی، آسیب زدن به خود با هدف پایان دادن به زندگی است و به عبارتی، رفتاری تعمدی که اغلب به علت یاس و نومیدی در جهت پایان دادن به زندگی صورت می گیرد.
نخستین و مهمترین تحلیل اجتماعی از خودکشی، که پس از گذشت بیش از یک قرن، هنوز هم پایه ومرجع تحقیقات و پژوهش ها دراین زمینه است، توسط امیل دورکیم جامعه شناس فرانسوی در سال ۱۸۹۷ ارائه شده است:

هرنوع مرگی که نتیجه ی مستقیم یا غیر مستقیم کردار مثبت یا منفی خود قربانی باشد، که پیشاپیش از نتیجه ی عمل خود آگاه بوده است.
دورکیم طی مطالعات خود در مورد اسباب خودکشی، چهار نوع خودکشی را بیان کرده که هرچهار مورد به نوعی نشان از رابطه ی فرد با جامعه دارد :
۱_خودکشی خودخواهانه ، که در شرایط فردگرایی و جدایی از جامعه روی میدهد.

۲_خودکشی دگرخواهانه، زمانی که فرد وابستگی زیادی به جامعه، آرمانها، ارزش ها و اهداف آن داشته باشد.

۳_ خودکشی هرج ومرج گرایانه ، که ناشی از نا بسامانی، آشفتگی و بی قانونی جامعه است، که دورکیم برای این وضعیت از اصطلاح آنومی استفاده نموده است.

۴_ خودکشی تقدیر گرایانه ، زمانی روی میدهد که اراده ها، عواطف، انگیزه های اعضای جامعه، زیر کنترل شدید جامعه باشند.
هرچند خودکشی یک ضایعه ی دردناک برای فرد وخانواده ی او محسوب می شود، با این حال موضوع پیچیده ی اجتماعی است و باید علل و ریشه های آن مورد مطالعه و توجه جدی قرار گیرند، زیرا این عوامل میتوانند با همه گیری، موجب تبعات منفی و جبران ناپذیری برای جامعه شوند.
از جمله عوامل مهم خودکشی که در جوامع مختلف مشهود است، میتوان به عدم توانایی افراد در حل مشکلات و در نتیجه اضطراب و به بن بست رسیدن ناشی از آن اشاره کرد.
عوامل اقتصادی _ اجتماعی مانند بیکاری، فقر، تبعیض، خانه به دوشی، آینده ای مبهم، حاکمیت سنتهای غلط، نا هنجاریهای اجتماعی، عدم حاکمیت و یا ضعف در اجرای قوانین و غیره، که باعث بالا رفتن میزان بار روانی و ایجاد مشکلات روحی افراد جامعه میشوند.
وقتی معضلی مانند خودکشی در جامعه ای افزایش پیدا میکند، باید به ماورای افراد توجه نمود ، یعنی علت را در ساختارهای سیاسی ، اجتماعی واقتصادی آن جامعه جستجو کرد.
خودکشی، معضل اجتماعی عمیقی است که انسجام جامعه را تحت الشعاع خود قرارداده و سبب آزار فکری و تشویش روانی جامعه و اذهان عمومی می شود.
البته در بعضی موارد نیز، خودکشی نوعی ابزار اعتراض علیه شرایط اقتصادی، اجتماعی وسیاسی یک جامعه و یا فشار های ناشی از آنها نیز می باشد ، که به صراحت میتوان گفت که خودکشی هایی که در چند سال اخیر در جامعه به وقوع پیوسته، ریشه در وضعیت نابسامان جامعه دارند.
به عبارتی دیگر، طبق مدل ارائه شده توسط دورکیم، خودکشی های امروزه در جامعه ی ما، به مدل آنومی یا ناهنجاری و تقدیرگرایانه بر میگردد. لذا به نظر می رسد سیر صعودی خودکشی در جامعه به دلایل مختلف، زنگ خطر فروپاشی امنیت روانی جامعه را به صدا در می آورد، که اگر توسط مسئولین ذیربط و کارشناسان امور اجتماعی مورد توجه قرار نگیرد، صدمات جبران ناپذیری را درپی خواهد داشت.

انتهای پیام



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *