جهان پسا ترامپ؛ نیازمند گفتگو و تعامل در عرصه بین الملل

جهان پسا ترامپ با حضور پاندومی کرونا و تبعات فراگیر اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی آن ، نیارمند تقویت و هم افزایی اندیشه­ و نظرات مشترک دولت­ ها، احترام به مقررات بین المللی و ارتقای همکاری­ ها و مناسبات به جای تقابل و مجادلات موجود و شکل گرفته شده در عرصه بین المللی است.

سیاست شرق _ شهاب زمانی ؛ عاقبت انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده با اعلام پیروزی جو بایدن نامزد انتخابی دموکرات ها و شکست دونالدترامپ نامزد جمهوری خواهان به پایان رسید تا جهان، ۴ سال بی نظمی و تکخوانی رئیس جمهور بیزننس کار آمریکا را در عرصه روابط بین الملل، به تاریخ بسپارد.

با این حال از فضای حاکم بر عرصه نظام بین الملل چنین استنباط می توان کرد که جهان، بیش از آنکه مترصد پیروزی رقیب انتخاباتی ترامپ باشد ، برای شکست دونالد ترامپ لحظه شماری می کرد تا از رفتارهای خلاف عرف دیپلماتیک و مرسوم رئیس جمهور ساختارشکن و در عین حال بی توجه به اصول اولیه دیپلماسی، خلاصی یابد.

هر چند سیاست کشورهای جهان، بر اساس کسب منافع بیشتر در روابط خود در عرصه بین المللی است، با این وجود توجه به اصول همزیستی مسالمت آمیز در جهان مشترک، که می تواند ارزش ها و اصول مشترکی را نیز شامل شود، اساس برقرار ماندن صلح فراگیر در جهان و ممانعت از جنگ ها و کشمکش های خشنی است که ملت ها همیشه از آن رنج برده و می برند.

پیروزی بایدن می تواند آغازی برای اصلاح سیاست هایی باشد که رقیب او در عرصه بین المللی و در جهت تضیف مجامع و سازمان های بین المللی انجام داده بود.

جنون تهدید ، تحریم ، تحقیر ، ترور، نقض توافقات و قطعنامه های دوجانبه و بین المللی، حرکت در مسیر جنگ افروزی، نفرت پراکنی و صلح ستیزی، رویکردی بود که رئیس جمهور ۷۴ ساله آمریکا طی چهار سال در پیش گرفته و طی این مدت ایالات متحده را به سمت انزوای بین المللی سوق داده بود، چنانچه حتی موجب دوری جستن و انتقاداتی را نیز از سوی سران حزب جمهوری خواه موجب گردید.

شعار “اول آمریکا” و تلاش جهت بی اعتبار نمودن یا خروج از سازمان ها، پیمان ها و توافقات بین المللی از جمله پیمان اقلیمی پاریس ، سازمان یونسکو ، شورای حقوق بشر، پیمان نفتا ، پیمان منع موشک‌ های هسته ‌ای میان‌برد (INF) ، پیمان آسمان باز ، دیوان بین المللی کیفری (ICC)، سازمان جهانی بهداشت (WHO)، توافق نیویورک و نادیده گرفتن شرایط مهاجرین، توافق بین المللی برجام و قرار گرفتن در مسیر یکجانبه گرایی قلدرمآبانه در رویارویی با دیگران و حتی در مقابل متحدین و شرکای بین المللی آمریکا ، نظام بین المللی را در وضعیتی بی ثبات، بی نظم و غیر طبیعی قرار داده بود.

این در حالی بود که نظم کنونی بین المللی ضامن رعایت حداقل حقوق و مقرراتی است که منشور سازمان ملل متحد متعاقب تاسیس خود بر آن صحه گذاشته است. حقوق و قواعدی که میان دولت‌ها و ملت‌ها مورد پذیرش عمومی قرار گرفته بود ولی با رفتارهای خارج از قواعد و اصول شناخته شده در عرف بین المللی دونالد ترامپ ، دچار بی نظمی، هرج و مرج و یکه تازی ذهن مغرور و بی نزاکتی شد که نتنها سران دولت های مختلف را دچار واکنش های عصبی نموده بود بلکه در ذهن بشر قرن ۲۱ نیز نمی­ گنجید.

با این حال ، جهان پسا ترامپ با حضور پاندومی کرونا و تبعات فراگیر اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی آن ، نیارمند تقویت و هم افزایی اندیشه­ و نظرات مشترک دولت­ ها، احترام به مقررات بین المللی و ارتقای همکاری­ ها و مناسبات به جای تقابل و مجادلات موجود و شکل گرفته شده در عرصه بین المللی است.

هرچند کسانی که نخواهند تعامل و گفتگوی سازنده با دیگران داشته باشند، بر نقاط افتراق و اختلافی خود با دیگران تمرکز می کنند تا همچنان ، سایه جنگ را در فضای روابط بین کشورها و ملت ها حفظ نمایند، با این حال کسانی که بخواهند تعامل و گفتگوی سازنده با دیگران داشته باشند، علاوه بر تاکید بر نقاط مشترک انسانی و منافع فیمابین، تلفیقی از موارد افتراق و اشتراک را در سیاست های خود نسبت به دیگران لحاظ خواهند نمود تا منافع خود و دیگران را در عرصه روابط بین الملل حفظ ، تداوم و در نتیجه، صلح را استحکام بخشند ، زیرا آنچه وجود دارد و گریزی از آن نیست آن است که، همه کشورها، با همه اختلافات موجودشان، مجبور به ادامه حیات در کنار یکدیگرند.

انتهای پیام



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *