در نکوداشت دکتر فیرحی، متفکر نواندیش

هرچند اندیشمندان عقلگرا در جامعه متکثر و فرهنگ دوست ما، که از آبشخورهای متفاوت ارتزاق می کنند کم نیستند، با این وجود این دلدادگان فهم و فلسفه و شعور، گاهی تا زمان مرگ و حتی پس از آن، در نگاه مردم خود، ناشناخته و همچون خورشیدی در نیمه تاریک ناپیدایند!

سیاست شرق _ شهاب زمانی:

شهاب زمانی _ عقلگرایی و دوری جستن از جمود فکری ، خودشیفتگی و تعصب، عامل مهمی در اندیشه و نظر بشر امروزی است که توجه و تمرکز چندانی نسبت به آن نمی شود و گاها متفکران و پاره ای سخنوران، دانسته یا ندانسته بدون واقع بینی ، سخنان و نوشته هایی را در معرض افکار عمومی قرار می دهند، که گاهی انسان در علت وجودی تفکر و تعقل در نهاد بشر، دچار تشکیک می شود!

هرچند اندیشمندان عقلگرا در جامعه متکثر و فرهنگ دوست ما، که از آبشخورهای متفاوت ارتزاق می کنند کم نیستند، با این وجود این دلدادگان فهم و فلسفه و شعور، گاهی تا زمان مرگ و حتی پس از آن، در نگاه مردم خود، ناشناخته و همچون خورشیدی در نیمه تاریک ناپیدایند!

اندیشمندانی که هریک می توانند چراغی پرفروغ برای نسل های تشنه ، حریص و سرگردانی باشند که در فضای زندگی حقیقی و مجازی خود غوطه ور و گاها در اندیشه های ناملموسی چنان غرق شده اند که باورهایشان نیز دچار تزلزل و گسست شود.

آنچه مشخص است، ابراز وجود اندیشمندان و محققان چون فیرحی، که عمر خود را در مسیر تحقیق و پژوهش نواندیشانه سپری نموده تا جوابی در خورتوجه برای پرسش ها و پادادوکس های موجود علوم انسانی جستجو نمایند و از سویی دیگر، عقل را دستمایه ای بی بدیل در نگاه خود به جوانب مختلف مسائل، دانش بشری و ادیان الهی قرار داده اند، می تواند سرمایه ای بس ارجمند و گرانبها برای فرهنگ و تمدنی باشند که می بایست با گذر زمان و گسترش دانش بشری، خود را با بسیاری از داده ها و دیده های موجود جهانی، هماهنگ و حتی همراه سازد.

اما آنچه که در این بین، می توان از آن بعنوان یک ضایعه دردناک برای جامعه علمی و عمومی کشور مطرح نمود، عدم وجود یا ایجاد زمینه های کافی و لازم برای حضور درخور توجه و شایسته اندیشمندانی مکثر از این طیف نواندیش است که می توانند، در تنویر شبهات و دلزدگی های نسل جوان و تحصیلکرده، از شرایط پیچیده و در عین حال ممزوج جامعه امروزی و حتی آیندگان، موثر و مبصر باشند، ولی در عمل تراوشات نیکو سرشت و دغدغه مند اینان در هیاهوی افراد پرچانه ی تکرارگو و بی توجه به مقتضیات زمانه، اسیر و در ترویج نظرات روشنگرانه خود در جامعه به عقب رانده می شوند.
فیرحی را باید از جمله اندیشمندان نوگرایی دانست که نگاهی واقع بینانه و در عین حال جامع، به داشته ها و نداشته های نظری و عملی در اندیشه های موجود معطوف نموده بود. روحانی روشنگر و روشن اندیشی که اندیشه ها و نظریات پیشرو و در عین حال فراگیری را در ذهن خود بر پایه استنباطی مدرن و مترقی از دین و در امتداد رهیافت متفکرانی چون نائینی، مطهری ، طالقانی و بهشتی به طرق نیکویی آذین بسته بود که هر فرد تشنه دانستن ندانسته هایش را، مجذوب و در فضای آرمانی خویش محو می نماید.

نگاهی مدرن از سوی وی ، به اندیشه های پیشینی که نه بالاجبار بلکه با اختیار بر ذهن هر فردی می نشیند و او را در مدینه فاضله ای که آرزویی عمدتا دست نیافتنی در ممالک شرقی متصور است، به حیاتی نو رهنمون می سازد.

اندیشه هایی بر اصولی مستحکم و فراگیر، که در گفتگوی صریح و کنایه آمیزش چون “بلند فکر کردن ” عنوانش نمود. این استاد اندیشه و نظر که آثار گرانبها و ارزشمندی را از خود به یادگار گذاشته، در مسیری قرار داشت که می توانست چون مصلحی گرانقدر، آرای متکثرش را در زیر چتر دلبستگی ها و خواسته های همه ، با تفاوت ها و جستارهای گونه گون، متحد و منسجم نماید و چه افسوس که جامعه علمی و عمومی دل مشغول ما، او را چه دیر پیدا و چه زود از کف داد!

انتهای پیام



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *