قرن بیست و یکم؛ پایان انسانیت و آغاز توحشِ سیاسی

اگر برای اصلاح و کاهش تاثیرات این همه پلشتی به وجوه اشتراک ملی و پرکردن نقاط کور یا گسستهای موجود نپردازیم ؛ فجایع ثانوی ایجاد شده به ضرر همه مردم ایران تمام خواهد شد.

سیاست شرق _ حسین علیخانی ؛

سیاست مرگبار و خزنده برخی مفسدانِ تندرو و سیاسیون منفعت طلب، شبیه اَبر بنگاههای اقتصادی و سازمان بهداشت جهانی و تولیدکننده ثروت از کشته سازی مردم با تولید انواع ویروسها و واکسن ها برای بیماریهایی است که خودشان با ناجوانمردی خلق و بشریت را به کام مرگ میکشانند؛ زیرا در نظام بین الملل و همسو با دکترین نظم نوین جهانی و سیاست امریکاییها حداقل در منطقه خلیج فارس پیوند دیرینه ای دارد.

البته بسیاری از رفتارهایِ برخی سیاسیون و گروههای فرصت طلب در کشور ؛ الگوهای جدیدی برای حکمرانی های سنتی ارایه میدهد و تا زمانیکه در کنار تغییرات ساختاری وکارکردی؛ ایده ها به عملِ حکومت پیوند نخورند و برای مردم هم ملموس نباشند، مفهوم حکومت و حکمرانی با چالشهای نوپدید جدیدتری مواجه خواهد شد. حال در میابیم که در دنیای امروز اگر ریسک های بزرگ سیاسی مدیریت نشوند؛ مانند سیل بنیان کن؛ همه چیز را به نابودی میکشاند مانند: بداخلاقی ها و ترورهای سیاسی و فیزیکی مشابه نقض قراردادهای اجتماعی یا دبه کردن دولتها بعلت کمبود اعتبار بین المللی و رشد فساد ویران کننده نظام مند دولتی و تداوم تحریم های یکجانبه؛ رشدتروریسم و انواع تهدیدها و جاسوسی ها و دهها مورد دیگر .اگر برای اصلاح و کاهش تاثیرات این همه پلشتی به وجوه اشتراک ملی وپرکردن نقاط کور یا گسستهای موجود نپردازیم ؛ فجایع ثانوی ایجاد شده به ضرر همه مردم ایران تمام خواهد شد؛ حالا باید دید کدام مرجع و سیستم هشدار در کشور ادعا دارد که میتواند پاسخگوی تصمیمات پرریسک و موارد یاد شده را اصلاح و به سرانجام برساند؛ چیزی مشابه فریب قرن و گستره ویروس کرونا در جهان که پنج کمپانی بزرگ دنیا در جنگی نابرابر؛ مردم را به قتل میرسانند تا سود سرشار از این ریسک بزرگ جهانی را با تولید واکسن مدیریت کنند؛

به قول رودلف ویرشا پزشک مردم شناس؛ آسیب شناس و سیاستمدار آلمانی و پدر آسیب شناسی مدرن که می گوید: سیاست همان طبابت است در مقیاسی بزرگتر در جهان واحد با پول مشترکی بنام «وحشت» که سرمایه بالقوه و دستمایه زورمداران شده، برای اجبار بشر به تغییرات بنیادین در شیوه حیات که متاسفانه محقق شد و حالا ثمره این جنایت مدرن، پروریدن ویروسی بود که اکنون به درخت تناوری مبدل شده که ریشه علم را در دریای علم فرو برد تا در ظلمات جنایات؛ مخلوق مغرور را مثل شمعی در زمین بسوزانند تا امثال بنیاد راکفلر؛ سازمان GAVI سازمان کواکسCOVAX بنیاد بیل گیتس و ۴۹ شرکت امریکایی و کانادایی و سازمان بهداشت جهانی مورد حمایت کنسرسیوم بنیاد بیل گیتس و راکفلرها و … بتوانند در غیاب نزول تجارت نفت و عدم جنگهای سخت اینبار با جنگ نرم ویروسی به تجارت واکسن در شش ماهه گذشته، ثروت خود را از کشتار ملل به شش برابر برسانند. نماد مشابه کنونی در کشور با هتک چهره های ملی و دزدیدن اسنادمحرمانه کشور برای منفجر کردن همان چهره های ملی، بستری برای تهییج مردم بی اعتماد به اکثر مسولان و مفسدان؛ بابی برای مشارکت بیشتر در انتخابات را باز و با بسترسازی ضد منافع ملی و سنگر گرفتن پشت چهره شاخص میدان، عملِ بزرگمرد میدانی دیگری را به نمایش بگذارند تا همین قلیل برهم زنندگان آرامش ومفسدان در هیاهو به فساد خویش ادامه دهند.

چه کار دارند این کشور با دنیا به تعامل برسد، یا چکار دارند که ستونهای نظام را در داخل قلعه نظام، بدست خویش تخریب میکنند تا کاخ پوشالی قدرت خویش برپا کنند و با فریب افکار عمومی ؛ سیستم ناخودآگاه مردم را با تصویر سازیهای جدید تحریک نمایند. اینکه :دیوید راکفلر هم میگوید: ما در آستانه یک تحول جهانی هستیم و تنها چیزی که نیاز داریم یک بحران دقیق و بزرگ است که ملتها در پی آن نظم نوین جهان را بپذیرند تا ما نیز، کار خود را بعنوان َابر رهبران دنیا انجام دهیم و این دیالوگها چقدر شبیه رفتار منفعت طلبان و دیوید راکفلرهای داخلی است.

سخت نیست بگوییم: هنوز دنیا در ماتریکس معرفتی قرار دارد؛ یعنی منطقِ معبد و دستگاه وابسته به ثروت،قدرت و مذهب در سایه حکم میرانند و اکثریت مردم بازی خورده همان دیویدهای داخلی هستند که با خلق خطاهای شناختی جدید؛ اتحاد جامعه و حراج کردن منافع ملی را با ارسال اسناد فوق محرمانه بسوی دشمنان، راه را برای بیخردان باز میگذارند تا چوب حراج بر همه چیز بزنند و فرقی نمیکند که اینها بقولِ: محمد مهاجریِ اصولگرا دهان خود را مانند گاله باز میکنند و نمیدانندکه مثلا ظریف هر چه هست این نیست که میگویند، او حتی اگر سراسر اشتباه باشد، یک ویژگی دارد که در اوج اخلاق قرار دارد و آن هم یک رویی است که دورو و منافق نیست و حقیقت را سر نمیبرد این خصوصیت حتی برای ذره ای یافت می نشود در بین ما اصولگراها … و برایشان مهم نیست که این همه پلشتی با ایجاد توهم آگاهی از سوی ناآگاهان و غافل کردن مردم از اندیشیدن به موضوعات اساسی ما را داونینگ کروگر در مطلب توهم دانایی هم میاندازد که میگفت: چرا احمق ها اعتماد بنفس بیشتری دارند؟ و پاسخ میدهد: زیرا از روزی که اینترنت اختراع شد ابله ها کلبه سازی میکنند و اوباش در زیرزمین خود بمب ساعتی میسازند و در وان حمام خود جراحیهای خطرناک انجام میدهند و تفسیر میکند واکنش سیستم عصبی انسان به دانستن موضوعات جدید چالشی از یک الگوی دردناک پیروی میکند یعنی با دانش و مهارت اندک؛ دچار غرور و اعتماد بنفس کاذب و توهم دانایی میشوند.

این چنین است تا دریابیم قرن بیست و یکم فقیرترین اوضاع معرفتی را دارد تا رسانه ها و رفتارهای مفسدین و سیاسیون عامه پسند مانع خرد ورزی عمومی مردم شوند و نتیجه اش به فاجعه ختم گردد و جالبتر اینکه در نمونه ای دیگر درجلسه متفقین که قرار بود به نازیها حمله کنند؛ همگی ناراحت از ضعف خویش در برابر دشمن بودند، که چرچیل پیشنهاد دروغی بزرگ را مطرح کرد تا قبل از حمله خود را پیروزمیدان بدانند؛ به او گفتند
نمیشود با دروغ بر آلمانهای قدرتمند پیروز شد اما او گفت : سیاست یعنی طوری به مردم بگویید بروید به جهنم که آدرس هم بپرسند…نهایتاخوبست تحقیق کنیم چرا معصوم فرمودند: «یکساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است»؟ شاید پاسخش را تندروها بلد باشند؛ چون حاضرهستند هفتاد سال عبادت بی ثمربکنند اما ساعتی فکر نکنند . بهمین دلیل است که قرن بیست و یکم تا امروز پایان انسانیت و آغاز توحش سیاسی شده است.

انتهای پیام



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *