... امروز: دوشنبه - ۱۹ مرداد - ۱۴۰۵
اقتصادی ۲۶ تیر ۱۴۰۵ - 2:58 ب.ظ زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
کپی شد!
0

جنگ در تنگه هرمز، رقابت آمریکا و چین در آفریقا را تشدید می‌کند

همزمان با اینکه بسته شدن راه‌های دریایی، تجارت جهانی را تحت فشار قرار می‌دهد، کریدورهای تجاری آفریقا و ذخایر معدنی به عنوان میدان‌های نبرد اصلی پدیدار می‌شوند. واشنگتن تلاش می‌کند تا زنجیره‌های تأمین کبالت را از طریق کریدور لوبیتو تضمین کند و مستقیماً تسلط مالی و زیرساختی تثبیت‌شده پکن را به چالش بکشد.

سیاست شرق _ همزمان با مختل شدن خطوط کشتیرانی توسط حملات نظامی، آفریقا به سرعت در حال تبدیل شدن به عرصه اصلی سلطه بر منابع جهانی است. رقابت فزاینده ایالات متحده و چین اکنون به جای شبکه‌های دیجیتال، به تأمین خطوط تأمین فیزیکی وابسته است. در حالی که پایتخت‌های غربی برای مقابله با حضور چند دهه‌ای پکن هجوم می‌آورند، این رقابت شدید ایالات متحده و چین، مرحله بعدی بقای صنعتی جهانی را تعیین خواهد کرد.
جایی که رقابت آمریکا و چین پایان می‌یابد

رقابت آمریکا و چین شعله‌ور می‌شود

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به جهانیان یادآوری کرده است که اقتصاد جهانی علیرغم ماهیت دیجیتالی خود، همچنان به کریدورهای دریایی، بازارهای انرژی، مواد اولیه و توانایی کشورها در حفاظت از زنجیره‌های تأمین متکی است. اختلال در ناوبری از طریق تنگه هرمز و آشفتگی‌های متعاقب آن در بازارهای جهانی، آسیب‌پذیری اتکا به تعداد انگشت‌شماری از مسیرهای تجاری استراتژیک را آشکار کرده و نشان می‌دهد که قدرت نه تنها با مهارت تکنولوژیکی، بلکه با توانایی تأمین انرژی و کالاهای اساسی در مواقع آشفتگی نیز سنجیده می‌شود.

دقیقاً به همین دلیل است که جنگ ایالات متحده و ایران، در میان پیامدهای ژئوپلیتیکی فراوانش، به رقابت فزاینده ایالات متحده و چین در آفریقا دامن می‌زند. هر دو کشور به دنبال تحکیم نفوذ خود در این قاره هستند که نشان‌دهنده تجدید حیات «جغرافیای سخت» به عنوان عاملی تعیین‌کننده در اقتصاد جهانی است.

این رقابت، کریدورها و زیرساخت‌های استراتژیک، امنیت دریایی و نظامی، منابع استراتژیک و حفاظت از مسیرهای تجاری – به ویژه در اطراف شاخ آفریقا، دریای سرخ و خلیج گینه – را در بر می‌گیرد. اختلالات در ترافیک دریایی، اهمیت استراتژیکی را که اقتصاد جهانی برای تنگه باب المندب، کانال سوئز و سواحل آفریقایی هم‌مرز با مسیرهای کلیدی تجارت و انرژی قائل است، برجسته کرده است.

رقابت جدید آمریکا و چین شعله‌ور می‌شود

پس از بسته شدن تنگه هرمز، تلاش برای یافتن مسیرهای تجاری جایگزین، آفریقا را به کلیدی برای امنیت اقتصادی جهانی تبدیل کرده است، به ویژه با توجه به ذخایر مواد معدنی حیاتی و موقعیت استراتژیک آن که مشرف به مسیرهای کلیدی اتصال تولیدکنندگان به بازارهای بین‌المللی است. این امر به پروژه‌هایی مانند پروژه راه‌آهن کریدور لوبیتو که آنگولا، زامبیا و جمهوری دموکراتیک کنگو (DRC) را به هم متصل می‌کند، اهمیت بخشیده است. همه این کشورها سرشار از مس و کبالت هستند.

همانطور که نفت عامل اصلی درگیری‌های بین‌المللی در قرن بیستم بود، مواد معدنی حیاتی نیز نقش مشابهی را در قرن بیست و یکم ایفا خواهند کرد. تغییر به سمت وسایل نقلیه الکتریکی، انرژی‌های تجدیدپذیر، هوش مصنوعی و صنایع نظامی دقیق، به مواد معدنی نیاز دارد که به طور یکنواخت در سراسر جهان توزیع نشده‌اند. بر این اساس، معادن از دارایی‌های صرفاً اقتصادی به دارایی‌های استراتژیک تبدیل شده‌اند – پویایی که ارتباط نزدیکی با جنگ ایالات متحده و ایران دارد .

این امر به آفریقا موقعیتی محوری می‌دهد. جمهوری دموکراتیک کنگو به تنهایی بیش از ۷۰ درصد از تولید کبالت جهان را که برای باتری‌ها، لوازم الکترونیکی و برخی صنایع دفاعی ضروری است، به خود اختصاص می‌دهد. زیمبابوه ذخایر قابل توجهی لیتیوم دارد؛ گینه سرشار از بوکسیت (برای آلومینیوم) است؛ آفریقای جنوبی و نامیبیا هر دو منابع معدنی متنوعی دارند.

چین در حال حاضر جای پای قابل توجهی در آفریقا دارد که به تدریج از طریق تجارت، وام‌ها، پروژه‌های زیرساختی، شرکت‌های دولتی و مجامع سیاسی مانند انجمن همکاری چین و آفریقا (FOCAC) به دست آمده است. پکن شریک تجاری اصلی بسیاری از کشورهای آفریقایی است. صادرات آفریقا به چین در سال ۲۰۲۴ حدود ۹۹ میلیارد دلار بود، در حالی که واردات حدود ۱۷۹ میلیارد دلار بود که نشان دهنده افزایش شکاف تجاری به نفع پکن است.

در مقابل، کل تجارت کالا بین ایالات متحده و آفریقا در سال ۲۰۲۵ تنها به ۸۳.۴ میلیارد دلار رسید. اگرچه نفوذ را نمی‌توان صرفاً با حجم تجارت سنجید، اما این ارقام یک تضاد ساختاری را نشان می‌دهند: حضور فراگیر چین در بازارها و زیرساخت‌ها در مقابل حضور گزینشی‌تر ایالات متحده با محوریت برنامه‌های امنیتی، سرمایه‌گذاری و تجاری.

چین نه تنها حضور سنتی خود را حفظ کرده است، بلکه سیاست معافیت تعرفه‌ای خود را برای سال ۲۰۲۶ گسترش داده و واردات از ۵۳ کشور آفریقایی را نیز شامل می‌شود و به بانک استاندارد آفریقای جنوبی و بانک صنعتی و تجاری چین (ICBC) اجازه داده است تا معاملات یوان را در ۱۹ کشور آفریقایی تسویه کنند. این اقدامات نشان می‌دهد که پکن فراتر از زیرساخت‌ها و معادن، به دنبال ایجاد یک حوزه تجاری و مالی است که دلار را به حاشیه براند و نفوذ خود را در بخش‌های زیرساخت و معدن و از طریق تأمین مالی گزینشی‌تر تثبیت کند.

منابع، رقابت آمریکا و چین را تشدید می‌کنند

در مقابل، واشنگتن اذعان دارد که ردپای اقتصادی‌اش در آفریقا، به ویژه در زمینه زیرساخت‌ها و تجارت، با پکن قابل مقایسه نیست، بنابراین تلاش می‌کند از طریق امنیت اقتصادی دوباره وارد عمل شود. چشم‌انداز ایالات متحده برای آفریقا فراتر از کمک یا مبارزه با تروریسم است؛ اکنون استراتژی وسیع‌تری برای کاهش وابستگی خود به چین در زنجیره‌های تأمین کلیدی خود دارد. مواد معدنی حیاتی در قلب این استراتژی قرار دارند – به ویژه نیاز ایالات متحده به کبالت، مس، لیتیوم، گرافیت و عناصر خاکی کمیاب که چین در تولید آنها رهبر جهانی است. سرمایه‌گذاری ۵۰ میلیون دلاری ایالات متحده در یک پروژه عناصر خاکی کمیاب آفریقای جنوبی نمونه‌ای از این موارد است.

درگیری بین ایالات متحده و ایران این روند را تقویت کرده است. کریدور لوبیتو مناطق معدنی در آفریقای مرکزی را به اقیانوس اطلس متصل می‌کند و جریان مواد معدنی به بازارهای غربی را تسهیل می‌کند و در عین حال مسیرهای تحت سلطه شرکت‌های مرتبط با چین را دور می‌زند. این امر با اقدام جمهوری دموکراتیک کنگو برای تشدید کنترل‌های خود بر صادرات کبالت، همزمان با تلاش‌های ایالات متحده برای تأمین منابع معدنی شفاف‌تر، اهمیت جدیدی پیدا کرده است.

تجدید حیات ایالات متحده فراتر از اقتصاد و مواد معدنی است. حضور نظامی قابل توجهی از طریق رزمایش‌های بزرگی مانند شیر آفریقایی و توافق توجیه‌شده، که بر امنیت منطقه‌ای و افزایش آمادگی عملیاتی نیروهای آفریقایی تمرکز دارند، پدیدار شده است. این رزمایش‌ها نشان می‌دهند که واشنگتن به طور همزمان آفریقا را به عنوان مرکزی برای مواد معدنی، کریدورهای تجاری و امنیت می‌بیند.

رقابت آمریکا و چین، قاره را تغییر شکل می‌دهد

کشورهای آفریقایی نه قربانی صرف هستند و نه بازیگران سیاسی کاملاً مستقل. اگرچه این قاره دارای منابع ارزشمند، موقعیت استراتژیک و بازار وسیعی است، اما با بدهی، زیرساخت‌های ناکافی، شکنندگی نهادی و رقابت قدرت‌های خارجی نیز دست و پنجه نرم می‌کند. تبدیل فضای مانور به قدرت چانه‌زنی نیازمند یک چشم‌انداز سیاسی و اقتصادی روشن است

در حالی که پکن به دنبال حفظ حضور خود در آفریقا است، واشنگتن با ایجاد کریدورهای تجاری جایگزین، تأمین مالی پروژه‌های معدنی، تشویق سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و اتصال آفریقا به زنجیره‌های تأمین غرب، کاهش وابستگی خود به چین را در اولویت قرار داده است. قدرت‌های دیگر – مانند کشورهای اروپایی، هند، ترکیه، روسیه و ژاپن – نیز به دنبال جای پایی در این قاره هستند.

این تنوع بازیگران، فرصتی را در اختیار کشورهای آفریقایی قرار می‌دهد؛ طیف وسیع‌تری از شرکا، دامنه مذاکره را گسترش می‌دهد. با این حال، خطر تفرقه وجود دارد، زیرا کشورهای آفریقایی برای ارائه امتیازات مشابه با شرایط ضعیف‌تر با یکدیگر رقابت می‌کنند. بر این اساس، نیاز مبرمی به هماهنگی بیشتر آفریقا در مورد مواد معدنی، بنادر، بدهی و صنعتی شدن وجود دارد تا از تبدیل شدن این قاره به عرصه‌ای باز برای درگیری‌های دیگران جلوگیری شود.

جایی که رقابت آمریکا و چین پایان می‌یابد

درگیری ایالات متحده و ایران نشان داده است که نظم بین‌المللی به سمت مرحله‌ای بی‌ثبات‌تر در حال تغییر است. این امر به آفریقا جایگاه حیاتی‌تری در محاسبات ایالات متحده و چین می‌دهد. چین از مزیت تعامل دیرینه و حضور اقتصادی عمیق برخوردار است، اما با محدودیت‌های فزاینده‌ای در رابطه با بدهی، پذیرش محلی و چشم‌انداز ژئوپلیتیکی در حال تحول ابتکار کمربند و جاده چین روبرو است. در همین حال، ایالات متحده در تلاش برای بازگشت است، اما باید شعارهای مشارکت خود را به پروژه‌های ملموس، بودجه و انتقال فناوری تبدیل کند.

سه سناریو را می‌توان برای آینده این رقابت پیش‌بینی کرد. سناریوی اول شامل تشدید رقابت استراتژیک است، به طوری که واشنگتن ایجاد زنجیره‌های تأمین جایگزین در آفریقا را تسریع می‌کند، در حالی که چین با تعمیق حضور تجاری، مالی و زیرساختی خود به مقابله می‌پردازد. سناریوی دوم مستلزم مدیریت رقابت بدون رویارویی مستقیم است، به طوری که واشنگتن و پکن از طریق ابزارهای اقتصادی، مالی و فناوری به رقابت در آفریقا ادامه می‌دهند.

سناریوی سوم، وابستگی مجدد است، به طوری که کشورهای آفریقایی بین بلوک‌های خارجی تقسیم می‌شوند و شرایط نامطلوبی را برای تأمین مالی و استخراج منابع می‌پذیرند.

چالش آفریقا نه در انتخاب بین واشنگتن و پکن، بلکه در ایجاد ظرفیت مذاکره برای تبدیل مشارکت‌های خارجی به اهرم‌هایی برای صنعتی شدن و حاکمیت است، نه صرفاً سازوکارهایی برای تداوم وابستگی.

انتهای پیام

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

language »