گفتگو با استاد احمد کوچکیان فرد؛ نقاش و مجسمه ساز معاصر ایران

استاد کوچکیان فرد: بدون شک، روح انسان معاصر به هنر نیازمند است و به نظرم امروزه، روح اکثر مردم به دلایل مختلف، به هم ریخته و هنر معاصر تواند با مفاهیم نوگرا و جدید خود، آن ها را تسکین دهد.

سیاست شرق _ سه عنصر انتزاعی مهمی که وجود بشر را متمایز از سایر موجودات می کند : احساس ، اندیشه و زیبائی است، که هریک به نوعی دچار برانگیختگی می شوند. در این بین آنچه که می تواند این سه عنصر روحانی را در مسیر جمع کردن، انتقال و بسط دادن قرار دهد، چیزی نیست جز هنری که درک درستی از آنها داشته باشد.

آن کسی که بتواند در این فرآیند مرتبط با روح بشر، جولان دهد، کسی نیست جز هنرمندی خلاق، که با اشراف به جوانب مختلف وجودی بشر، با هنر خود، در عمق وجودی او نفوذ و احساسات، نگرش و حوزه زیباشناسی مخاطبش را دگرگون و با خود همراه می کند.

هنر، مجموعه‌ای از آثار یا فرآیندهای محصول اندیشه بشر است که در جهت اثرگذاری بر عواطف، احساسات و هوش انسانی یا به‌منظور انتقال یک معنا یا مفهوم خاص خلق می‌شود.

این هنرمند است که، وحدت نگاه خود را، بر کثرت نگاه مخاطبش منطبق می‌کند‌، تا بشناساند آنچه را که در نظر دارد و آنچه را که می داند، مخاطبش خواهان آن است و از آن لذت می برد یا درک می کند.

ایران ما نیز، با تاریخ و تمدن خود، هم از هنر و هم از هنرمندان بسیاری بهره مند و آنها، میراثی گرانبها برای فرهنگ و تمدن ایران بشمار می روند و مورد فخر و مباهات در بین ملل مختلف جهانند.

فرصتی شد تا در شامگاه پنجشنبه ۱۷ تیرماه ۱۴۰۰، بصورت مجازی، پای گفتار و سخنان دلنشین هنرمند معاصری باشیم که با هنر نقاشی و مجسمه سازی، به بیان زیبایی ها، احساسات و اندیشه های خود می پردازد.

او کسی نیست جز استاد نقاشی و مجسمه سازی، «احمد کوچکیان فرد» ساکن تهران و متولد ۱۳۳۵.

ما از استاد خواهش می کنیم که خودشان را، معرفی بفرمایند.

بنده «احمد کوچکیان فرد»، فرزند علی ، دومین فرزند خانواده هستم. ما هفت فرزند بودیم. من از کوچکی نقاشی را دوست داشتم، پدرم از دوستان نزدیک «اسماعیل آشتیانی» از نقاشان دوره معاصر و از مکتب «کمال الملک» بودند. بنده و دوبرادر دیگرم به نقاشی علاقه بیشتری داشتیم و مشوق مان، پدر و مادرمان بودند، سبک هنری مورد علاقه ما رئالیسم بود که کار می کردیم.

سال ۹۸ چهره ماندگار نقاشی و مجسمه‌سازی از سوی شهرداری تهران و از طرف آقای قالیباف معرفی شدم. چهار سال دبیر جشنواره شمسه نقاشی و هنرهای تجسمی تهران بودم. مدیر نگارخانه اریک و عضو موسسه هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستم و مسئول روابط عمومی اتحادیه نگارخانه‌های کل کشور، که فعلاً راکد و فعالیتی ندارد.

سال ۸۲ نشان «یک» هنری گرفتم و در زمان جنگ نیز تعدادی فیلم های مستند کار کردم.

استاد!؛ شما از جمله هنرمندانی هستید که تصویرگر چهره شهدا نیز هستید.

بله! ؛ از کارهای بسیار ارزشمندی که داشتم، تصویر گری بیش از ۴ هزار شهید انقلاب اسلامی است.
البته رونمایی از تابلو های مختلفی همچون تابلو «ده فرمان مقام معظم رهبری، گام دوم انقلاب و همچنین تابلو خلیج فارس، تابلو بانوی بهشت در هفته کرامت که جدیداً رونمایی شد و یک اثری نیز با نام «بسم الله» را به موزه بین‌المللی مصطفی اهدا کردم.

سالگرد شهیدقاسم‌سلیمانی نمایشگاهی در سطح ملی برگزار کردم و در سالگرد شهدای مکه نیز نمایشگاهی در این رابطه داشتم. البته برای علاقمندان این هنر ، ورک شاپ هایی را در مکان های مختلف میدان تجریش، میدان امام و یا ایستگاه مترو برگزار کردم.

من چیزی حدود ۴ هزار شهید و چهره‌نگاری کردم و همه این آثار را با وضو انجام دادم و تقدیم خانواده هایشان کردم. من خاطرات زیادی از تحویل این تصاویر به خانواده شهدا یا مفقودین دارم!

ببینید!؛ یک دانه بدون هیچ صدایی رشد میکند، ولی یک درخت با صدای مهیبی سقوط می کند، هنرمند نیز بدون صدا و در سکوت رشد می کند.

امروزه هر هنرمندی به دنبال چیزی است، یکی به دنبال شهرت است، یکی به دنبال جمال، یکی به دنبال مال، یکی به دنبال فروش آثار خود است. ولی آنچه مهم است، آن است که یک هنرمند باید عشق را در آثارش داشته باشد و برای مردم کار کند و به مردم عشق بورزد!

خب !؛ شما در دوران جنگ بودید! فیلم های مستندی را هم کار کردید، ولی امروز بعنوان یک نقاش و مجسمه ساز، شناخته می شوید!

بله !؛ من خبرنگار جنگ بودم، فیلم بازی کردم، فیلم ساختم، مستند جنگ ساختم، در زمان جنگ از طرف صدا و سیما به جبهه اعزام شدم، حدود ۵۰ سال با نقاشی زندگی می کنم، ولی حدود ۲۵ سالی است که نقاشی، تمام زندگی من شده است.
زبان، خواب و خیال من، شده نقاشی، نقاشی برای من نفس کشیدن است، مثال من نسبت به نقاشی مثال ماهی در آب است، مثال پرنده ای در هوای آزاد که پرواز میکند!

شما بعنوان یک هنرمند زیبا شناس و خوش ذوق، چه تعریفی از هنر دارید؟

هنر اتصال دادن تجربیات، احساسات و عشق ورزیدن به خواسته‌های خود و انتقال آن به مخاطب است.
هنر یک عشق است.

هنر یک شیوه بیان است، شیوه بیانی رسا و آسان که ابزار خاص خود را دارد.

هر فرآیندی، هر فراخوانی، هر دعوتی، هر تمدنی و هر فرهنگی اگر در قالب هنر ریخته نشود، شانس گسترش چندانی ندارد.

هنر روح انسان را پاک میکند، نوازش می کند.

هنری ماندگار است که با عشق و پاکی همراه باشد.

لطفاً در خصوص سبک نقاشی و کارتان نیز بفرمایید.

من از ابتدا و برای چندین سال سبک رئالیسم کار کردم، ولی مدتی است که به سو رئالیسم کوچ کردم!

سورئالیسم، خواب رویا و خواب هنرمند است. نهضت سو رئال، توسط آندره برتون گسترش پیدا کرد و در دهه ۱۹۳۰ در آمریکا مورد توجه قرار گرفت. هنرمندان آمریکایی چون جکسون بلاک در‌ اوائل قرن بیستم در گسترش آن خیلی موثر بود.

نقاشی یک نوع زبان است، ما در دوران قدیم و در غارها، نقاشی های مختلف و زیادی را می بینیم که برای ایجاد ارتباط بین انسان‌ها، بیان نظرات و خواسته ها از آنها استفاده می شد.

درک من از نقاشی، تلاش و ایجاد خلاقیت فردی است، آزادی ایده و بیان موضوع، برای رسیدن به ایده هایی بالاتر از سورئالیسم هدف من بوده و به همین دلیل، در برگزاری نمایشگاه های متعدد، تلاش کردم که در حفظ ارزش های ملی و دینی، در ذهن جوانان از هیچ اقدامی کوتاهی نکنم.
هدف من به عنوان یک نقاش سورئالیسم، تشویق جوانان و دوستانی بوده که با تشکیل NGO، در این مسیر قدم برداریم، البته هنوز در ابتدای راه هستیم و نیازمند همکاری و همفکری دیگران هستیم.

در خصوص نقاشی و هنرمند نقاش هم برای ما بفرمایید.

متاسفانه در دوران معاصر به هنرمند نقاش اهمیت چندانی داده نشده است. مثلا به آثار «سهراب سپهری» در دوران حیاتش اهمیت داده نشد ولی پس از مرگش تازه به اهمیت و ارزشمندی آنها پی می برند. سهراب سپهری در دوران حیات خود، بسیاری از آثارش را به دوستانش هدیه می داد، که هم اکنون برخی از آنها چیزی حدود یکصد هزار دلار به فروش می‌رسد. نقاشانی چون «بهمن محصص» که هنرمند خلاقی بود، علیرغم اینکه در دهه پنجاه دچار مشکلاتی شد و من نمی خواهم به آنها بپردازم، ولی حالا می بینیم که آثار او به قیمت های بسیار بالا و در حد میلیون هاردلار به فروش می رسد.
متاسفانه، هنرمندان ما در دوران حیاتشان با مشکلات زیادی مواجه هستند و کسی توجه نمی کند، ولی پس از مرگشان از آن ها سخن می گویند، تعریف می کنند و تجلیل می کنند!

خود من نیز سعی کردم که مسیری را پیش بگیرم تا بتوانم کمکی برای دنیای هنر باشم و امیدوارم بتوانم، باز هم هنرمندانی را که در گوشه و کنار این کشور، گمنام در کارگاه خود کار می‌کنند را پیدا و معرفی کنم. همچنین امیدوارم مسئولین بیشتر حواسشان به این گروه از هنرمندان باشد.
کاری جدی دارم که انشاالله بتوانم از آن در «قونیه» ترکیه رونمایی کنم.

اگر امکان دارد نام تعدادی از هنرمندان مورد علاقه خودتان را بفرمایید.

هنرمندان زیادی وجود دارند که مورد علاقه من هستند، کسانی چون استاد غلامعلی افضلی و یا پرویز روزبه یا پرویز کلانتری و بسیاری دیگر که شاید به دلیل تعداد زیاد، امکان نام بردن از آنها در اینجا وجود نداشته باشد و موجب دلگیری آن عزیزان شود.

استاد کوچکیان؛ در آخر بفرمایید چه آرزویی دارید؟

بدون شک روح انسان معاصر به هنر نیازمند است و به نظرم امروزه، روح اکثر مردم به دلایل مختلف، به هم ریخته و هنر معاصر تواند با مفاهیم نوگرا و جدید خود، آن ها را تسکین دهد.
من عمرم را با هنر گذراندم و آرزو دارم که به دوستان شهیدم بپیوندم، هرچند که امیدوارم با تصویرگری شهدا تا حدودی دینم را به آنها و خانواده هایشان ادا کرده باشم.

این شعری است از دوست عزیزم استاد  صالح علا که در پایان عرض می کنم:

سینه ام دکان عطاری است

سینه ام دکان عطاری است

دردت چیست ؟

شمبلیله ، شمبلیله ، رازیانه ، شاهی و گیشنیز ، اهل آویشن ، نبیذ سرخ شورانگیز

سینه ام دکان عطاری است

دردت چیست ؟

تو ، تو اگر جسمت بهاران است ؟

 تو اگر جسمت بهاران است ؟

اما جان تو پاییز

عازم مسجد سلیمانی ولیکن می رسی تبریز

عاشقی تو

عاشقی تو

سینه ام دکان عطاری است

دردت چیست؟

من باری عاشق بی کس

من برای عاشق بی کس

برای عاشق بی چیز

راه رفتن  ، گریه کردن زیر باران می کنم تجویز

نازبوها

بوی نعناع

بوی یاس

پیرهن چاکی

درآمیدن لباس

سینه ام دکان عطاری است

دردت چیست؟

من برای دشمن عاشق

من برای دشمن عاشق

سنگ سرمه  ، سیب حوا ، صبر زرد و  نیش زنبور می کنم تجویز

سینه ام دکان عطاری است

سینه ام دکان عطاری است

دردت چیست ؟

هرچند سوالات بسیاری در ذهنمان است که استاد احمد کوچکیان فرد، نقاش و مجسمه ساز ارزشمند معاصر کشورمان، با رغبت آماده پاسخگویی است، ولی گفتگوی ما به درازا کشید و از استاد خداحافظی می کنیم.

آرزوی سلامتی و بهروزی برای ایشان و همه هنرمندان ایران زمین داریم که سرمایه های ارزشمند فرهنگی ما هستند.

گفتگو از: رضا بهداروند

انتهای پیام


دیدگاه برای “گفتگو با استاد احمد کوچکیان فرد؛ نقاش و مجسمه ساز معاصر ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *