
برای بسط عدالت اجتماعی و جامعهای عادل، باید مدیران و نخبگان و نیز قدرت سیاسی، همگی عدالتدوست و عدالتخواه باشند، در غیر این صورت، نباید انتظار عدالت اجتماعی را داشت. .

سیاست شرق _ هنگامی که زندگی اجتماعی شکل گرفت و انسانها احساس کردند، در جمع و استفاده از منابع و منافع مادی برای زندگی خود، توانایی محدودی دارند، پس سعی کردند برای تضمین رفاه و بقای خود، سهم بیشتری را برای خود و سهم کمتری برای دیگر انسانها در نظر بگیرند. نتیجه چنین تفکر خودخواهانه ای، این شد که، انسانهای ضعیف در این میان سهمشان همیشه کمتر شود، زیرا در حفظ و نگهداری داشتههایشان قدرت کمتری داشتند، لذا انسان ها، رفته رفته در طبقات مختلف اجتماعی تقسیم شدند و حقوقشان به اشکال مختلف پایمال و از آن محروم شدند.
حتی آنان که جزو طبقات بالاتر بودند، حقشان توسط قدرتمندترها پایمال میشد، ولی دلشان به این خوش بود که به افراد ضعیفتر دسترسی دارند و از این ناحیه میتوانند کسریهای خود را جبران کنند، و این زمینه ای برای وجود بی عدالتی در جوامع مختلف شد.
البته این وضعیت همیشه با اعتراض مواجه شده و روشهایی برای برهم زدن این نظم طبقاتی توسط آنان، در پیش گرفته میشد. آنها یا از مردم قدرت مادی میگرفتند تا صادقانه یا غیرصادقانه، حق و حقوقشان را با جنگ به آنان بازگردانند یا قدرت معنوی میگرفتند تا با مباحث علمی، آگاهی بخشی، اطلاعرسانی و وضع قوانین، احقاق حق کنند، لذا جدال همیشه بین ضعفا و قدرتمندان، برای احقاق حقوق خود، وجود داشته است.
در این بین، افرادی که با مباحث علمی قصد حرکت به سمت ایجاد موازنه و عدالت داشتند، شروع کردند به بررسی زندگی شخصیت ها و اتفاقات مختلف تا با کسب تجربه، عدالت را در زندگی انسانها ایجادکنند و از تجارب آنها، بهره ببرند.
امیرالمؤمنین علی(ع)، که طبق اسناد مختلف تاریخی، الگوی عدالت در رفتار و حکمرانی بودند، بیانات شریفی در این خصوص دارند که در مدت حکمرانی کوتاه خود، به آنان عمل نمودند و در نهایت نیز، او را کشته عدالت خود، نام نهادند، چون در مسیر بسط عدالت در جامعه ( برای مسلمان و غیر مسلمان)، ثابت قدم و عزمی راسخ داشت. ایشان، عدالت و مواسات و ایجاد موازنه در زندگی بشر را اول تعریف فرمودند و ابعاد اهمیت، لوازم و نیازمندیهای آن را معرفی نمودند.
امام(ع) در تعریف عدالت میفرمایند: «عدل، ستم نکردن و انصاف است و احسان، نیکویى کردن و بخشش است.»(قصارالحکم، ص۲۳۱) حضرت علی(ع) عدل را «رستگاری و کرامت»، «برترین فضایل»، «بهترین خصلت» و «بالاترین موهبت الهی» و «مأنوس خلایق» و موجب «افزایش برکات» ذکر می فرمایند.( شرح غررالحکم، ج۱، ص۱۱) به نظر امام(ع) «جوهره و هسته اصلی ایمان، عدالت است و تمام نیکوییها از آن سرچشمه میگیرند.»
عدالت کاربرد پیچیدهای در زندگی انسان داشته و در تمام عناصر زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی جریان دارد. انسانی که بخواهد عدالت داشته باشد، نهتنها خود را مکلف در برابر انسانها میبیند، بلکه در مورد تمامی موجودات و مخلوقات، عدالت را جز اصول خود برمیشمارد.
امیرمؤمنان(ع) در حیات سیاسیشان ما را به نکته مهمی در مورد عدالت میرساند و آن اینکه، برای بسط عدالت در جامعه، اول به حکومتی دارای اندیشه عدالتخواهانه نیاز است و عواملی پاکدست که حکومت را برای رسیدن به عدالت کمک کنند و نفس و اندیشه ای که عدالتخواه باشد.
ایشان مهمترین عامل قدرت سیاسی را،«عدالت» میدانند و میفرمایند: «هیچچیزی همانند عدالت، دولتها را محافظت نمی کند.»(شرح غررالحکم، ج۵، ص۷۰) و «رعایت عدل، موجب تداوم قدرت و اقتدار نظام سیاسی می گردد.» (همان، ج۲، ص۱۷۲) حیات فردی، اجتماعی و سیاسی، منوط به عدل است. زیرا اگر عدالت وجود نداشته باشد، زندگی شکل نمیگیرد، رشد امکانپذیر نمیشود و توسعه اتفاق نمیافتد.
ایشان میفرمایند: «کار مردم، جز به شایستگی زمامداران، سامان نمی یابد.»(نهج البلاغه، خ۲۱۶) و نیز «آفت کارها ناتوانی کارکنان است.» کارکنانی که هم متقی هستند و هم متخصص، میتوانند عدالتگستر باشند. بههمین دلیل طلحه و زبیر را شایسته مسئولیت ندیدن، چون سلامت نفس نداشتند.(تاریخ طبری، ج۳، ص۴۵۹).
ایشان نقص در هر یک از لوازم عدالتگستری را، نقص عدالت در جامعه میدانند و به ما میآموزند که برای بسط عدالت اجتماعی و جامعهای عادل، باید مدیران و نخبگان و نیز قدرت سیاسی، همگی عدالتدوست و عدالتخواه باشند، در غیر این صورت، نباید انتظار عدالت اجتماعی را داشت.
امام علی (ع) در ارتباط با وجود حاکمان و مسئولان عادل و با تقوا در جامعه و نظارت بر رفتار شخصی و اجتماعی آنان توجه زیادی مبذول داشته است. بدیهی است که در صورتی مسئولان هر جامعه افرادی عادل و عدالتخواه باشند و ابتداً این موضوع را در زندگی شخصی خود و بستگان شان اعمال نمایند، اعتماد مردم به آنها جلب شده و به عنوان الگویی مفید مورد پیروی و احترام مردم در جامعه خواهند بود. حاکمان مسلمان باید عدالت را برای آحاد مردم در جامعه و بدون تبعیض بین اقشار مختلف اجرا نمایند.
احقاق حق مظلوم از ظالم نیز از وظایف مهم یک حکمران اسلامی است که به شدت مورد تأکید امام علی (ع) بوده است. علی (ع) در نهج البلاغه هدف از قبول خلافت را احقاق حق مظلومان می داند. در این باره در روز دوم خلافت خود در سال ۳۵ هجری می فرماید:
[به خدا سوگند، بیت المال تاراج شده را هر کجا که بیابم به صاحبان اصلی آن باز می گردانم. گرچه با آن ازدواج کرده یا کنیزانی خریده باشند، زیرا در عدالت گشایش برای عموم است. آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم بر او سخت تر است.] (نهج البلاغه، خطبه ۱۵، ص ۵۹).
[به خدا سوگند، همین کفش بی ارزش نزد من از حکومت بر شما محبوب تر است، مگر اینکه حقی با آن به پا دارم و یا باطلی را دفع نمایم .](نهج البلاغه، خطبه ۳۳، ص ۸۵).
[به خدا قسم ،داد ستم دیده را از ظالم ستمگر بستانم و مهار ستمگر را بگیرم و به آبشخور حق وارد سازم، گرچه تمایل نداشته باشد.] (نهج البلاغه، خطبه ۱۳۶، ص ۲۵۵).
[رعیّت اصلاح نمی شود، جز آنکه زمامداران اصلاح گردند و زمامداران اصلاح نمی شوند جز با درستکاری رعیّت.] (نهج البلاغه، خطبه ۱۲۶، ص ۴۴۱).
[هرگز برای حمایت اشراف و بزرگان قریش، اموال بیت المال را به طور غیر عادلانه تقسیم نخواهم کرد و به آنها سهمی بیشتر نخواهم داد. حتی اگر این اموال از آن خودم بود، به طور مساوی بین مردم تقسیم می کردم تا چه رسد به اموال بیت المال.] (نهج البلاغه، خطبه ۱۲۶، ص ۲۳۹).
[عدالت را به کار گیر و از بی انصافی و بی عدالتی بر حذر باش، که بی انصافی با مردم آنان را آواره می کند و بی عدالتی به قیام مسلمانه وا می دارد.] نهج البلاغه ،حکمت ۴۷۶، ص ۴۷۳).
همان طوری که از سخنان امام علی (ع) ملاحظه می شود، وجود حاکمان عادل که هدف اصلی آن احقاق حقوق مردم ستمدیده باشد، یکی از اصول برقراری عدالت در جامعه می باشد.
علی (ع) به عنوان امام و رهبر یک نظام سیاسی، همواره بر اعمال و رفتار حاکمان منصوب خود نظارت داشت و نسبت به حیف و میل بیت المال و عدم برقراری عدالت در جامعه به شدت از خود عکس العمل نشان می داد و حکمرانان را مؤاخذه می کرد. بنابراین از نظر آن حضرت نظارت بر رفتار و عملکرد مسئولان حکومتی یکی از وظایف رهبران جامعه و از ابزارهای برقراری عدالت می باشد. در این باره در نهج البلاغه نامه های زیادی از جانب امام علی (ع) به حاکمان مرقوم شده است:
علی (ع) در نامه ای به زیاد ابن ابیه جانشین فرماندار بصره می نویسد:
[همانا من به راستی به خدا سوگند می خورم، اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومی خیانت کردی، چنان بر تو سخت گیرم که قادر به تامین معاش عیال خود نیز نباشی.] (نهج البلاغه، نامه ۲۰ ، ص ۴۹۹).
علی (ع) در نامه ای به محمد ابوبکر فرماندار مصر می نویسد:
[با مردم فروتن باش. نرمخو و مهربان باش ،گشاده رو و خندان باش. در نگاه هایت و در نیم نگاه و خیره شدن به مردم، به تساوی رفتار کن تا بزرگان، در ستم کاری تو طمع نکنند، و ناتوان ها در عدالت تو مأیوس نگردند.] (نهج البلاغه، نامه ۲۷ ص ۵۰۹).
چنانکه در نامه های امام علی (ع) ملاحظه می شود، وجود حکمرانان عادل و با تقوا یکی از اصول برپایی عدل و عدالت در جامعه می باشد و نظارت بر عملکرد آنان در ارتباط با لغزش های مادی و دنیوی و در صورت لزوم برکناری آنها به علت خیانت به بیت المال از جمله وظایف رهبر و پیشوای جامعه اسلامی می باشد.
در ارتباط با حقوق متقابل مردم و رهبران، امام علی (ع) در بخشی از در خطبه ۲۱۶ ( ص ۴۴۳) نهج البلاغه می فرماید:
[… و در میان حقوق الهی بزرگ ترین حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم به رهبر است. مردم اصلاح نمی شوند مگر به اصلاح حاکمان و حاکمان اصلاح نمی شوند مگر به استقامت و پایداری مردم… و آنگاه که مردم حق رهبری را ادا کنند و زمامدار حق مردم را بپردازند، حق در آن جامعه بین آنها عزّت یابد و راه های دین پایدار و نشانه های عدالت برقرار و سنت (پیامبر) پایدار گردد ، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مأیوس می گردد.اما اگر مردم بر حکومت چیره شوند یا زمامدار بر مردم ستم کند، وحدت کلمه از بین می رود، نشانه های ستم آشکار و نیرنگ بازی در دین فراوان می گردد.]
بنابراین از دیدگاه امام علی (ع) رعایت حقوق متقابل مردم و دولت امری واجب است. دولت ها وظیفه دارند در قلمرو اختیارات خویش شرایط رشد و تعالی و زمینه تکامل و توازن اجتماعی و دستیابی عادلانه هر کس به حق و حقوقش را فراهم سازند. مردم نیز وظیفه دارند به تعهدات خود در برابر زمامداران وفا کنند، کارهای جامعه را انجام دهند مسئولیت پذیر باشند و برای استواری جامعه از دولت ها و رهبران عدالتخواه حمایت نمایند. افراد باید بدانند که رفتار فردی دارای بعد اجتماعی است. مجموعه تلاش های فردی حرکتی بزرگ و پیوسته پدید می آورد، سبب به سامان شدن جامعه و احقاق حق همگان خواهد شد .
موضوع برقراری عدل و عدالت در جامعه یکی از ارکان دین مبین اسلام می باشد، به گونه ای عدل الهی یکی از اصول اعتقادی شیعیان و برخی از فرقه های اهل تسنن مانند معتزله می باشد.
امام علی (ع) عدل و عدالت را یکی از پایه ها و بنیاین های قوام هر حکومت می داند. آن حضرت عدل را زیبایی و جمال حاکمان و معیار سیاست مطلوب را رعایت عدالت در جامعه می پندارد.
امام علی (ع) عدالت را تساوی و برابری حق افراد (در شرایط برابر) تعریف نموده است و معتقد است که بنا بر اصل تساوی افراد در خلقت، آزادی و مساوات یک حق بشری و الهی برای همه مردم است. آن حضرت معتقد است که توزیع اموال بیت المال باید به صورت عادلانه بین مردم تقسیم شود و هرگز حاضر نبود برای حمایت اشراف و بزرگان قریش و حتی برادرش عقیل (که وضعیت مالی خوبی برای تأمین مایحتاج عیال و فرزندانش نداشت) سهمی بیشتر به آنها اختصاص دهد (نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴، ص ۴۵۹ و خطبه ۱۲۶، ص ۲۳۹).
انتهای پیام