
در حالی که واشنگتن و تهران برای مذاکره در مورد یک توافق صلح دائمی توافق کردهاند، «غول هرمز» را نمیتوان به بطری برگرداند. بسته شدن تنگه هرمز در آینده نیز، اکنون یک خطر واقعی و مداوم برای منطقه و اقتصاد جهانی است.در نتیجه، توسعه مسیرهای جایگزین برای صادرات انرژی، مواد شیمیایی و کود، به یک مسئله حیاتی برای بقای اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس تبدیل شده است، که اطمینانی به تحولات آینده ندارند.

سیاست شرق _ رویترز در گزارشی به قلم «ران بوسو»، از تلاش تولیدکنندگان نفت خاورمیانه، برای تنوع بخشی به مسیرهای جایگزین تنگه هرمز، پس از جنگ اخیر بین ایران و آمریکا و بسته شدن این تنگه توسط ایران خبر داد.
در این گزارش آمده است:
مسدود کردن تنگه هرمز توسط ایران مدتها به عنوان یک رویداد «روز قیامت» تلقی میشد که هرگز اتفاق نخواهد افتاد، اما عاقبت این فرضیات به طرز دردناکی اشتباه از آب درآمدند . ایران با استفاده از پهپادهای ارزان، قایق های کوچک و مینها، محاصرهای تقریباً محکم اعمال کرد و در عین حال به صادرات نفت خود ادامه داد، حداقل تا زمانی که نیروی دریایی ایالات متحده محاصره خود را بر کشتیرانی ایران اعمال کرد.این امر یک پنجم از ذخایر نفت و گاز طبیعی مایع جهان را مسدود کرد و آشفتگی بیسابقهای را در صنعت عظیم انرژی منطقه ایجاد کرد که پیامدهای آن در سراسر جهان احساس شد.
با آغاز جنگ، کشورهای حاشیه خلیج فارس و متکی به مسیر تنگه هرمز، درآمدهای صادراتی حیاتی خود را از دست دادند و مجبور شدند حدود ۱۱ میلیون بشکه در روز از تولید نفت خود را به همراه چندین پالایشگاه و تأسیسات LNG تعطیل کنند.
در حالی که واشنگتن و تهران برای مذاکره در مورد یک توافق صلح دائمی توافق کردهاند، «غول هرمز» را نمیتوان به بطری برگرداند. بسته شدن تنگه هرمز در آینده نیز، اکنون یک خطر واقعی و مداوم برای منطقه و اقتصاد جهانی است.در نتیجه، توسعه مسیرهای جایگزین برای صادرات انرژی، مواد شیمیایی و کود، به یک مسئله حیاتی برای بقای اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس تبدیل شده است، که اطمینانی به تحولات آینده ندارند.

عربستان سعودی واضحترین نمونه از مزایای ساخت خطوط لولهای است که تنگه هرمز را دور میزنند.پیش از جنگ، بزرگترین صادرکننده نفت جهان حدود ۶۰ درصد از محمولههای خود را با استفاده از یک خط لوله سراسری از سواحل خلیج فارس به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکرد . شرکت دولتی آرامکوی عربستان (۲۲۲۲.SE)، برگه جدید باز میکند، این مسیر ۱۲۰۰ کیلومتری (۷۴۵ مایلی) را در دهه ۱۹۸۰ دقیقاً برای جلوگیری از این نوع سناریو ساخت. دوراندیشی استراتژیکی که نتیجه داد.
صندوق بینالمللی پول در ماه آوریل اعلام کرد که انتظار دارد اقتصاد عربستان سعودی در سال ۲۰۲۶، ۳.۱ درصد رشد کند که تنها ۱.۴ درصد کمتر از پیشبینی قبل از جنگ است.در مقابل، طبق گزارش صندوق بینالمللی پول، قطر که هیچ مسیر جایگزینی برای صادرات نفت و گاز طبیعی مایع خود نداشت ، پس از رشد ۲.۸ درصدی در سال ۲۰۲۵، ممکن است امسال شاهد انقباض ۸.۶ درصدی اقتصاد خود باشد.سایر بازیگران منطقهای نیز به این موضوع توجه کردهاند.
امارات متحده عربی توانست با استفاده از خط لوله خود به ترمینال نفتی فجیره ، که درست در خارج از تنگه قرار دارد، تا حدودی تنگه هرمز را دور بزند. فجیره پس از آنکه مورد حمله ایران قرار گرفت، مختل شد، اما امارات همچنان توانست حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز، تقریباً نیمی از تولید قبل از جنگ خود را صادر کند.
ابوظبی که در ماه مه اوپک را برای دنبال کردن یک استراتژی رشد بلندپروازانه ترک کرد، اکنون در حال تسریع ساخت خط لوله دوم برای دو برابر کردن ظرفیت صادرات از طریق فجیره تا سال ۲۰۲۷ است.
عراق همچنان در موقعیت نامطلوبی قرار دارد. این کشور به شدت به تنگه هرمز وابسته است زیرا بیشتر تولید آن در جنوب متمرکز است. بنابراین، مقامات و شرکتهای فعال در عراق در حال بررسی راههایی برای ارتقاء و گسترش مسیرهای صادراتی شمالی از طریق ترکیه و سوریه هستند. با این حال، نگرانیهای امنیتی و سیاسی همچنان موانع قابل توجهی هستند.
قطر و کویت با چالش بسیار پیچیدهتری روبرو هستند. هر دو کشور که فاقد مسیرهای صادراتی جایگزین در داخل خاک خود هستند، عملاً مجبور خواهند شد برای دور زدن تنگه هرمز، به همسایگان خود تکیه کنند.این مخمصه به ویژه برای قطر، صادرکننده پیشرو LNG در جهان، حاد است. برای دسترسی به فراتر از تنگه، این امیرنشین باید خط لولهای را از طریق امارات متحده عربی به فجیره یا عمان، یا از طریق عربستان سعودی به دریای سرخ بسازد. هر گزینه مملو از پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی و تجاری است.چنین پروژههایی احتمالاً نیاز به ساخت ظرفیت مایعسازی جدید در خارج از خلیج فارس دارند که هزینهها را به شدت افزایش میدهد.انتخاب این مسیر همچنین قطر را به شدت به عربستان سعودی یا امارات متحده عربی وابسته خواهد کرد – کشورهایی که روابطشان با دوحه در سالهای اخیر پرتنش بوده است. این امر خطرات سیاسی و استراتژیکی را ایجاد میکند که این کشور مدتهاست سعی در اجتناب از آنها داشته است.
کویت نیز با معضل مشابهی روبرو است. توسعه مسیرهای صادراتی جایگزین تقریباً مطمئناً مستلزم تعمیق ادغام انرژی با عربستان سعودی است و این امر تأکید بیشتری بر چگونگی تغییر شکل اتحادهای منطقهای در آینده توسط جغرافیا دارد.
یکی دیگر از واکنشهایی که مورد توجه قرار گرفته، تنوع جغرافیایی فراتر از خاورمیانه است.شرکتهای ملی نفت خلیج فارس به طور فزایندهای به دنبال گسترش عملیات خارج از کشور هستند و عملاً مانعی در برابر اختلالات منطقهای آینده ایجاد میکنند.
شرکت قطرانرژی و شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) در این مسیر پیشرو بودهاند و سبد سهام بینالمللی خود را در حوزههای نفت، گاز و انرژیهای تجدیدپذیر ایجاد کردهاند. این روند اکنون مستعد تسریع است. خرید سهام در داراییهای بالادستی، پالایشگاهها، تأسیسات LNG و پایانههای ذخیرهسازی در خارج از کشور، جریانهای درآمدی ارزشمندی را فراهم میکند که از ریسک خلیج فارس مصون هستند.
در جهانی که دیگر نمیتوان تنگه هرمز را بدیهی دانست، چنین سرمایهگذاریهایی نه تنها نوید رشد، بلکه نوید انعطافپذیری را نیز میدهند. همزمان با آغاز روند تدریجی بهبود تولیدکنندگان خاورمیانه، رقابت برای تنوعبخشی به منابع، اتحادهای بینالمللی را تغییر خواهد داد، استراتژی بلندمدت دولتها را متزلزل و سرمایهگذاریها را هدایت خواهد کرد. به عبارت دیگر، این امر میتواند منطقه را برای دهههای آینده تغییر شکل دهد.
به گزارش سیاست شرق، هرچند شرکت های نفتی به دنبال جایگزینی مسیرهای جایگزین برای صادرات خود هستند، با این حال، علاوه بر هزینه بر و زمان بر بودن مسیرهای جایگزین، تجارت از مسیر تنگه هرمز، فقط به نفت و گاز مایع اختصاص ندارد،بلکه حجم قابل توجه ای از سایر محصولات صادراتی و وارداتی این کشورها از تنگه هرمز انجام می شود، که به سادگی قابل جایگزینی نیست.
انتهای پیام