... امروز: پنجشنبه - ۱۰ اسفند - ۱۴۰۲
اجتماعی ۲۶ تیر ۱۴۰۱ - 9:53 ب.ظ زمان تقریبی مطالعه: 9 دقیقه
کپی شد!
0

«عقل» و «دین»، از منظر امام علی(ع)

در نظام فکری امام علیه السلام، عقل و دین در ارتباط با همدیگر بوده و از همدیگر متاثرند به نحوی که ضعف هر کدام از آن دو، منشا ضعف و ناتوانی آن دیگری است.

سیاست شرق _ از مجموعه گفتارهای امام علی(ع) در خصوص جایگاه رفیع «عقل» و رابطه آن با «دین»، چنین بر می آید که وابستگی عمیقی با یکدیگر دارند و هریک فقط در کنار دیگری می تواند برای انسان تاثیرگذاری مفید و حداکثری را داشته باشند.

آنچه که از مباحث مرتبط با دین و عقل بشر می توان برداشت نمود، آن است که نه تنها عقل و دین در برابر همدیگر قرار نگرفته و رابطه متضاد ندارند، بلکه دارای کمال ارتباط با همدیگر هستند; یعنی بدون عقل، دین کامل، سالم، صحیح و منطقی به وجود نخواهد آمد و بدون دین جامع و صحیح عقل آدمی مسئولیت اصلی خودش را که هدایت قوای زیر مجموعه و تشخیص درست مسائل است نمی تواند ایفا نماید.

با دقت و تامل به کلمات و سخنان امام علیه السلام دریافته می شود که رابطه این دو ریشه دارتر از آنچه است که تصور شود. از باب نمونه به مواردی از آنها اشاره می شود:

«الدین لایصلحه الا العقل » (غرر ج ۱: ۳۵۳ ک ۱۳۴۱). چیزی دین را اصلاح نمی کند، مگر عقل؛ یعنی دین که یک مجموعه معرفتی و اعتقادی و از امور فکری و رفتاری است، مانند دیگر مجموعه ها، این چنین در معرض تحلیل ها، اظهارنظرها، موافقت ها و مخالفت ها قرار می گیرد و لذا همگان به طور یکسان و قالبی، بر آن تحلیل رای و نظری ارائه نمی کنند، به طوری که اختلاف تحلیل ها و برداشت ها، یک امر طبیعی و عادی است و در این مسیر، به طور قهری همه برداشت ها نیز، نمی تواند از آن اتقان و استحکام لازم برخوردار و سمت یکسان و همسان به واقع دین داشته باشد و همگان نمی توانند با همه این تنوع ها و اختلاف ها به طور صحیح، از مسائل و موضوعات دینی ارزیابی داشته باشند. لذا برای اینکه دین و مفاهیم دینی از تحریف محرفان و کج فکری کج اندیشان مصون بماند و سلامت و متانت و اصالت خودش را از دست ندهد، همیشه باید تحت نظر «عقل سالم» و غیر متاثر از قوای وهمی و شهوانی مورد ارزیابی قرار گیرد و با انحراف ها و کج اندیشان و تحریف کنندگان با منطق عقل و میزان های درست عقلانی مقابله نمود و در برابر آنها اشیاء و موارد تحریف شده را اصلاح کرد.

«علی قدر العقل یکون الدین » (غرر ج ۴: ۳۱۳ ک ۶۱۸۳). دین انسانها به اندازه عقل آنان است؛ یعنی هر اندازه عقول انسان ها کاملتر و قویتر و بالاتر گردد به همان اندازه، دین آنان کاملتر و قویتر و بالاتر خواهد بود.

«الدین و الادب نتیجة العقل » (غرر ج ۲: ۲۸ ک ۱۶۹۳). دین و ادب انسانی، نتیجه عقل است یعنی دین و فرهنگ بشری از سازندگان اصلی تمدنها و ملیتهاست و بدون دین و فرهنگ نمی توان برای ملتها و تمدنها، تاریخ قابل دفاعی ترسیم کرد یا برای آنها هویت فرهنگی شناخته شده ای داشت. در واقع عقل که رسول حق تعالی (غرر ج ۱: ۷۰ ک ۲۷۱) و قویترین اساس و پایه انسانیت انسان (غرر ج ۱: ۱۲۸ ک ۴۷۴) است و مرکب علم و دانش و آگاهیهای بشری (غرر ج ۱: ۲۰۵ ک ۸۱۵) و ثمره عقل ملازمت حق (غرر ج ۳: ۳۲۵ ک ۴۶۰۱) و استقامت در کار و اعمال آنان (غرر ج ۳: ۳۲۲ ک ۴۵۸۹) است گاهی در کلام امام علیه السلام مشاهده می شود.

«العقل مصلح کل امر» (غرر ج ۱: ۱۱۰ ک ۴۰۳). عقل انسانی اصلاح کننده همه کارهاست یعنی اگر عقل آدمی درست کار کند و از نفوذ و القائات واهمه و تمایلات نفسانی مصون بماند می تواند همه امور را اصلاح نماید.«بالعقل صلاح کل امر» (غرر ج ۳: ۲۳۴ ک ۴۳۲۰). به سبب عقل همه امور رو به راه گردیده و صالح می شود.

«صلاح البریة العقل » (غرر ج ۴: ۱۹۶ ک ۵۸۰۳). اصلاح عالم و جهان با عقل و تعقل و عقلانیت است. مشکل بشر در این است که از عقل و عقلانیت به طور بایسته و شایسته استفاده مناسب به عمل نمی آورند. به جای اینکه رهبری کارها را به دست عقل بسپارند و با فکر و اندیشه کارها را هدایت و کنترل نمایند زمام کارها را به دست تمایلات و عواطف سپرده و از هدایت فکر و اندیشه فاصله گرفته اند.

مشترکات عقل و دین

اصل اعتماد بر اساس عقل و دین: در نظام فکری امام علی علیه السلام عقل و ایمان و دین و تعقل توامان هستند اگر در جایی دین ضعیف باشد نشانه سستی و ضعف عقلانیت است و اگر دین کامل و محکم باشد نشان قدرت و کمال عقل آدمی است. به عنوان نمونه اگر کسی از ایمان و دین قوی برخوردار باشد می توان به تعهدهای او اطمینان پیدا کرد و اگر بالعکس دارای ایمان ضعیف باشد، نمی توان روی وعده ها و تعهدهای او وثوق پیدا کرد. امام علیه السلام درباره دین اینطور می فرماید: «لاتثقن بعهد من لا دین له » (غرر ج ۶: ۲۶۲ ک ۱۰۱۶۳). به عهد و پیمان کسی که دین ندارد اطمینان نداشته باشید چون کسی که به اصل دین که یک امر معرفتی و انسانی و ارزشی است و ریشه در فطرت و جوهره آدمی دارد بی تعهد باشد و به آن درست نیندیشد چگونه می توان روی تعهداتی که با سخن می خواهد به وجود آورد اطمینان پیدا کرد و درباره عقل می فرماید: «لا یوثق بعهد من لا عقل له » (غرر ج ۶: ۴۰۶ ک ۱۰۸۰۴). به عهد و پیمان کسی که عقل ندارد نمی توان اعتماد کرد. بنابراین در این نظام فکری اعتماد و اطمینان به انسانها در گرو دو چیز عمده است و آن تعمیق روابط دینی و تعمیق اصول و روشهای عقلانی.

پایبندی به ارزشهای اخلاقی: از جمله مشترکات میان عقل و دین وفاداری هر دو نسبت به ارزشهای اخلاقی و فضایل انسانی است. اگر عقل آدمی نشانه ظرفیت انسان و توان بالای او برای پذیرش مسئولیتهاست و دلیل بر عفت و زهد و وارستگی و آزادگی انسان است و مظهر معرفت و علم و آگاهی و توجه او به حساسیتها و صلاحیتهاست و اگر عقل آدمی منشا اعتبار و استنتاجات است و منشا مروت و انسانیت و کمال جوهری اوست و اگر عقل انسان را به حکمت و تدبیر و آینده نگری و حسابگری دعوت می کند و اگر انسان با عقل کارها را محکم و پایه دار انجام می دهد و بالاخره اگر انسان با عقل و عقلانیت به اوج فضایل انسانی راه می یابد و با ملکات فاضله ارزش می گیرد; دین هم چنین است و در این جهت زبان دین و زبان عقل با همه تفاوتهایی که دارد مشترکند و در حقیقت عقل و دین با دو زبان و با دو شیوه در اندیشه امام علیه السلام برای رفع نیازهای بشری در اختیار انسان قرار داده شده اند اگر انسان تنها عقل را داشت از نعمت بزرگ دین بی بهره می ماند و اگر از نعمت عقل محروم می ماند و فاقد عقل انسانی بود همچنین از مهمترین نعمتهای مورد نیاز و اساسی بی بهره می شد عقل و دین هر دو برای بشر و رابطه آن دو با همه بشریت رابطه یکسان و نیاز بشر به هر دو نیاز عمیق و ریشه داری است.

۱- امام درباره عقل می فرماید: «من استعان بالعقل سدده » (غرر ج ۵: ۱۹۰ ک ۷۹۲۵). کسی که از عقل مدد بگیرد و از راهنمایی عقل یاری بجوید کارها را بامبنای محکم و اساسی انجام می دهد.

۲- «من ملک عقله کان حکیما» (غرر ج ۵: ۲۶۹ ک ۸۲۸۲). کسی که مالک عقلش باشد، با هدایت عقل کارهایش از کمت برخوردار بوده و اعمال حکیمانه از او سرمی زند.

۳- «ینبغی للعاقل اذ اعلم ان لایصنف و اذ لااعلم ان لایانف » (غرر ج ۶: ۴۴۷ ک ۱۰۹۵۴). انسان عاقل و اندیشه مند کسی است اگر علم و آگاهی به دست آورد، علم و آگاهی او را به اعمال زور و فشار بر دیگران وانمی دارد و اگر چیزی را ندانست و نسبت به آن علم و آگاهی نداشت از یاددادن و آموختن خود را بالاتر ندانسته و خود را نگیرد.

۴- «ضلال العقل یبعد من الرشاد و یفسد المعاد» (غرر ج ۴: ۲۲۹ ک ۵۹۰۳). گمراهی عقل انسان را از رشد و کمال بازمی دارد و عاقبت او را به فساد و تباهی می کشاند.

۵- «لکل شی ء زکاة و زکاة العقل احتمال الجهال » (غرر ج ۵: ۱۸ ک ۷۳۰۱). هر چیزی زکاتی دارد که با آن رشد و پیشرفت می نماید و زکات عقل آدمیان در این است که انسان تحمل انسانهای ناآگاه و جاهل را داشته باشد.

در نظام فکری امام علیه السلام عقل و دین در ارتباط با همدیگر بوده و از همدیگر متاثرند به نحوی که ضعف هر کدام از آن دو، منشا ضعف و ناتوانی آن دیگری است؛ کما اینکه قوت هر کدام از آنها نشانه قوت دیگری است، اگر عقل انسانی موجب می شود انسان از ظرفیت بالاتری برخوردار گردد دین هم همین حالت را دارد. عقل و عاقل از جایگاه رفیع در نظر امام علیه السلام برخوردار است و در اندیشه ایشان دارای احترام خاصی است که در موردی به صورت یک ضابطه اینطور می فرماید:

۶- «کن بعدوک العاقل اوثق منک بصدیقک الجاهل » (غرر ج ۴: ۶۱۱ ک ۷۱۷۸): اگر دارای دشمنی خردمند هستی بر آن از دوست صدیق جاهل بیشتر اطمینان داشته باش؛ یعنی ملاک اعتماد و وثوق، حاکمیت عقل و عقلانیت است در صورتی که اگر کسی دشمنی داشته باشد که اهل فکر و اندیشه باشد، عقل آنقدر مهم و مؤثر است که می تواند دشمنی ها را هم تحت الشعاع قرار دهد و به همین دلیل که وی فردی عاقل و متفکر است، عناد دشمن را تعدیل و کنترل می کند و مقابل خیلی از نگرانیها را می گیرد. اگر حرفی بزند و در ارتباط با مساله ای متعهد شود روی عهد و پیمان او می توان محاسبه کرد و مطمئن گشت و اگر طرف از عقل کافی برخوردار نباشد و با فکر و اندیشه رابطه حسنه و تنگاتنگ نداشته باشد ولو اینکه صدیق و دوست هم باشد نمی توان روی پیمان او محاسبه نمود و به او اعتماد کرد.

منبع: سیاست شرق، مجله متین(شماره ۹)

انتهای پیام

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

language »