... امروز: شنبه - ۱۱ بهمن - ۱۴۰۴
سیاسی ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - 5:09 ب.ظ زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
کپی شد!
0

سازمان ملل متحد بر سر دوراهی؛ توصیه‌های نهایی گوترش برای مقابله با «جنون قدرت‌های بزرگ»

گوترش: مصونیت از مجازات، به موتور محرک درگیری‌های فعلی تبدیل شده است، به تشدید اوضاع دامن می‌زند، دامنه بی‌اعتمادی را گسترش می‌دهد و درها را برای ورود خرابکاران قدرتمند از هر سو باز می‌کند.

سیاست شرق _ آنتونیوگوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، در سخنرانی خود در شامگاه پنجشنبه به وقت نیویورک گفت: «مشکلات جهان نه با تسلط یک کشور بر زمام قدرت و تصمیم‌گیری به تنهایی حل خواهد شد و نه با تقسیم جهان به حوزه‌های نفوذ رقیب توسط دو قدرت.»

وقتی روزنامه‌نگاران از او توضیح بیشتری خواستند، گفت: «ما می‌بینیم، و بسیاری – در رابطه با آینده – ایده دو قطب، یکی ایالات متحده و دیگری چین را می‌بینند… اگر جهانی باثبات می‌خواهیم، ​​اگر جهانی می‌خواهیم که در آن صلح پایدار باشد، توسعه قابل تعمیم باشد و در نهایت ارزش‌های ما غالب باشند، باید از چندقطبی بودن حمایت کنیم.»

گوترش که به هفتاد و هفتمین سال زندگی خود نزدیک می‌شود، هشداری صادر کرد که با وجود جدی بودنش جدید نیست، زیرا او گفت که قوانین بین‌المللی نقض می‌شوند، در حالی که همکاری‌ها رو به زوال است و نهادهای چندجانبه از بسیاری جهات مورد حمله قرار گرفته‌اند.

دبیرکل سازمان ملل متحد در ادامه آنچه که به نظر می‌رسید بیانیه‌ای هشدارآمیز به جهان باشد، تأکید کرد که «مصونیت از مجازات، به موتور محرک درگیری‌های فعلی تبدیل شده است، به تشدید اوضاع دامن می‌زند، دامنه بی‌اعتمادی را گسترش می‌دهد و درها را برای ورود خرابکاران قدرتمند از هر سو باز می‌کند.»

گوترش سپس ظاهراً نسبت به تله‌ای که جهان به دلیل دوقطبی بودن بین واشنگتن و پکن در آن گرفتار شده است، هشدار داد و تأکید کرد که تلاش برای تقسیم جهان به حوزه‌های نفوذ – دیدگاهی که ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود اتخاذ کرد – تنها به معنای بازگشت به دوران تاریک دیپلماسی خواهد بود.

چندقطبی بودن، همانطور که این دیپلمات کهنه‌کار بیان کرد، صرفاً یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه یک ضرورت وجودی است. جهان امروز چنان به هم پیوسته است که تسلط یک قدرت واحد یا تقسیم آن بین دو قدرت، دستورالعملی مطمئن برای بی‌ثباتی است. بنابراین، جهان باید از اتحادهای تسلیحاتی به مشارکت در فناوری و تجارت تغییر کند.

انقلاب رهبری: او با جسارت اعلام کرد که «زمان آن فرا رسیده است که یک زن رهبری سازمان ملل متحد را بر عهده بگیرد»، پیامی قدرتمند به جامعه جهانی برای شکستن بن بست تاریخی در بالاترین پست دیپلماتیک جهان.

استقلال مالی: با توجه به بحران مالی که این سازمان به دلیل امتناع واشنگتن از پرداخت هزینه‌ها با آن مواجه است، گوترش بر پروژه اصلاحات «UN80» با هدف تبدیل سازمان ملل به نهادی چابک‌تر و کارآمدتر و کمتر در معرض باج‌گیری مالی تأکید کرد.

حقوق مدنی: گوترش بُعد داخلی آمریکا را فراموش نکرد و از مقامات خواست تا در قبال تظاهرکنندگان خویشتنداری کنند و خاطرنشان کرد که ارزش‌های دموکراتیک باید در «کشور میزبان» حفظ شود تا الگویی برای جهان باشد.

آنتونیو گوترش در حالی که در بحبوحه آشفتگی جهانی آماده رفتن می‌شود، صحنه را ترک می‌کند و میراثی پر از چالش از خود به جا می‌گذارد. او شاید در تبدیل شدن به یک «صدای اخلاقی» قدرتمند موفق بوده باشد، اما در نهایت با یک واقعیت سیاسی سخت روبرو شد که نقش سازمان‌های بین‌المللی را به حاشیه راند.

گوترش با این امید که آخرین «دبیرکل» سازمانی با قدرت تأثیرگذاری نباشد، این سمت را ترک می‌کند و هشدار می‌دهد که جایگزین سازمان ملل متحد یک «ابرقدرت» نیست، بلکه یک «ابر هرج و مرج» است.

انتهای پیام

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

language »