از گفتار درمانی صرف نخبگان و خواص تا بازتولید رویه های غلط

خواص و نخبگان جامعه ، می بایست به تناسب جایگاه حقیقی و حقوقی خود، الگویی به تمام معنا و کارکردگرا از اخلاق و قانونمداری برای آحاد جامعه ای باشند که از دیرباز بیشتر از آنچه که شنیده اند، عملکرد متناسب و متناظر با گفتار را ندیده اند.

سیاست شرق _ شهاب زمانی(مدیر مسئول)

فرهنگ های مختلف و ادیان الهی ، مملو از سفارشات مکرر و موکد در خصوص اخلاق مداری ، توجه به حقوق مردم و بسیاری از ارزش هایی است که برای اکثر قریب به اتفاق جوامع مختلف ، قابل احترام و ارزشمند محسوب می شوند.
ما نیز در حوزه علوم انسانی، از روایات و سخنان ارزنده ای از بزرگان فرهنگ ایرانی _اسلامی و حتی سایر ممالک دنیا در زمینه های مختلف برخوردار و بهره مند هستیم.

با این وجود، مشکلی که در عرصه فرهنگی و اجتماعی با آن مواجه و دست به گریبانیم، توجه عده ای از خواص و نخبگان به گفتار درمانی صرف و نه تواما با عملگرایی، در خصوص رعایت قوانین ، اخلاق و موازین اسلامی _ انسانی در جامعه است.
این در حالی است که خواص و نخبگان جامعه ، می بایست به تناسب جایگاه حقیقی و حقوقی خود، الگویی به تمام معنا و کارکردگرا از اخلاق و قانونمداری برای آحاد جامعه ای باشند که از دیرباز بیشتر از آنچه که شنیده اند، عملکرد متناسب و متناظر با گفتار را ندیده اند!

حال تصور کنید که نخبگان و خواص جامعه ، به آنچه که در گفتار و نوشتار خود می آورند، در میدان عمل، باور و ایمان نداشته باشند و علی رغم توصیه به انکار و نهی دیگران ، خود در تکاپو برای دستیابی به آن تلاشی دو چندان داشته باشند!
اینگونه است که این نقیصه عریان فرهنگی، نتنها از مقام و جایگاه این افراد در نزد افکار عمومی خواهد کاست، بلکه نوعی باب نمودن بی اخلاقی در نزد عوام و الگوبرداری منفی توسط دیگران از آنان خواهد شد.
وقتی خواص و نخبگانی که از قانونگرایی و اخلاق مداری سخن برانند، ولی با تیغ مصلحت و منفعت ، قوانین و اخلاق را ذبح نمایند، چگونه می توان شاهد رشد صداقت و قانونمندی در جامعه ای شد که بزرگانی بس ارزشمند در طول تاریخ خود داشته است؟
بدون شک در چنین فضایی، نمی توان امیدوار بود که فرهنگ جامعه ، در یک بازه زمانی مناسب و کوتاه و در مسیر بلوغ خود ، رشدی قابل توجه و متوازن داشته باشد.

وقتی قوانین و دستورالعمل ها با رویه های خودساخته و صوری ، پوشانده و رنگ و لعابی زیبا داده شوند، چگونه باید منتظر اصلاح رفتارها و کنش های معیوب افراد و توسعه و پیشرفت فرهنگ جامعه بود؟

در این حالت، نمی توان بین عدم پایبندی به قانون با نبود آن ، تفاوت فاحشی را متصور بود و عوارض مخرب آن، همانا وجود هرج و مرج پنهانی است که لطمات جبران ناپذیری را به فرهنگ ارزش گذاری شده جامعه و میراث گذشتگان ، وارد خواهد نمود.

از این رو، بروز و بازتولید رویه های نادرست توسط نخبگان حوزه های مختلف و توجه به گفتاردرمانی صرف، چیزی جز قانون گریزی و بدعت گزاری مخرب فرهنگی نخواهد بود. عملکردی که در هر سیستمی می تواند فسادانگیز و مضمحل کننده ی داشته های آن تاریخی آن جامعه باشد.

لذا نباید علی رغم عدم منفعت شخصی یا گروهی و یا مصلحت اندیشی، از قانون شکنی و قانون گریزی دیگران و بازتولید رویه های نادرست، استقبال و یا چشمان جامعه بر آن بسته شود، زیرا بنا به شهادت تاریخ ، این رویه های نادرست، دیر زمانی نخواهد گذشت که منافع همه گروههای جامعه را مورد تهدید جدی قرار خواهد داد.

به نظر می رسد، آنچه که در مسیر رشد فرهنگ عمومی جامعه می تواند موثر واقع شود و امید به اصلاح رویه های معیوب و اشتباه را در نزد مردم افزایش دهد، رویکرد متناسب و متناظر نخبگان و خواص جامعه به تلفیق گفتاردرمانی و عملگرایی متناظر با در پیش گرفتن رویه های درست است، که قطعا تبعات و نتایج ماندگاری را در حوزه های مختلف و بالاخص فرهنگی، به همراه خواهد داشت و نه گفتاردرمانی صرف عده ای با بازتولید رویه های غلط، که در ورای آن، فرهنگ عمومی جامعه را دچار آسیب های مختلف نموده و ناامیدی از اصلاح امور را در اذهان عمومی تداعی نماید.

انتهای پیام/.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *