... امروز: جمعه - ۱۱ اردیبهشت - ۱۴۰۵
تحلیلگران ۲۹ شهریور ۱۴۰۴ - 5:44 ق.ظ زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
کپی شد!
0

چرا سازمان ملل در غزه ناتوان است؟

سازمان ملل سابقه بدی در متوقف کردن جنگ‌ها و پاکسازی قومی دارد، اما تاریخ نشان می‌دهد که این سازمان تنها به اندازه کشورهای عضو خود قدرتمند است.
فلسطینی‌های شهر غزه در ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۵ با وسایل خود در جاده ساحلی نزدیک اردوگاه پناهندگان نصیرات در مرکز نوار غزه به سمت جنوب حرکت می‌کنند. (ایاد بابا/خبرگزاری فرانسه

سیاست شرق _ در سال ۱۹۵۶، نیروهای مسلح حافظ صلح سازمان ملل متحد برای اولین بار در تاریخ مستقر شدند. مقصد آنها سینا و نوار غزه  – که در آن زمان تحت کنترل مصر بود  – در پاسخ به حمله مشترک بریتانیا ، فرانسه و اسرائیل به کانال سوئز مصر بود.

به نقل از میدل ایست آی، همزمان با افزایش جنایات اسرائیل در غزه و آماده شدن سازمان ملل برای هشتادمین مجمع عمومی خود، بسیاری می‌پرسند که این سازمان بین‌المللی اکنون چه کاری می‌تواند در غزه انجام دهد و چرا کار بیشتری انجام نمی‌دهد. 

اگرچه بحران سوئز با غزه بسیار متفاوت است، اما استقرار نیروهای اضطراری سازمان ملل متحد درس‌های مرتبطی برای امروز در مورد نحوه عملکرد سازمان ملل متحد دارد.

ایالات متحده از حمله اسرائیل به غزه، که به گفته‌ی بسیاری از کارشناسان و محققان حقوقی، نسل‌کشی است، حمایت بی‌قید و شرط کرده است. این کشور، همانطور که روز جمعه نیز دوباره این کار را کرد، حداقل شش بار از حق وتوی خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای جلوگیری از تصویب قطعنامه‌هایی که خواستار آتش‌بس و دسترسی بدون مانع به کمک‌های بشردوستانه به فلسطینیان بودند، استفاده کرده است.

اما در سال ۱۹۵۶، شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز به دلیل داشتن حق وتو توسط دو کشور متجاوز – بریتانیا و فرانسه – به بن‌بست رسید. مجمع عمومی سازمان ملل متحد با استناد به قطعنامه ۱۹۵۰ با عنوان «اتحاد برای صلح» شورای امنیت را دور زد تا علیرغم اعتراضات آنها، نیروهای حافظ صلح را مستقر کند.

شورای امنیت سازمان ملل متحد بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد، اختیار دارد که اعزام نیروهای حافظ صلح را تجویز کند و تحریم‌هایی را اعمال نماید. 

مطمئناً، یکی از عواملی که در سال ۱۹۵۶ به نفع مجمع عمومی عمل کرد، حمایت قوی ایالات متحده بود. دوایت آیزنهاور، رئیس جمهور ایالات متحده، با حمله مشترک بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به مصر مخالفت کرد.

سازمان ملل همچنین یک دبیرکل جسور به نام داگ هامرشولد داشت که توانست اعضای مجمع عمومی کشورهای غیرمتعهد را برای استقرار نیروهای حافظ صلح لابی کند، که مصر با کمال میل آن را پذیرفت.

اما دیپلمات‌ها و کارشناسان می‌گویند اسرائیل و آمریکا از بین‌المللی کردن غزه به این شکل اکراه دارند. 

درس امروز غزه این است که مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اگر شگرد سیاسی و اراده لازم را داشته باشد، می‌تواند شورای امنیت را دور بزند. با این حال، کارشناسان می‌گویند در نهایت، این مجمع تنها به اندازه کشورهای عضو خود مؤثر است.

نسل‌کشی

کشورهای عضو سازمان ملل متحد در مجموع سابقه بدی در جلوگیری از نسل‌کشی دارند.

مارتین شاو، استاد بازنشسته دانشگاه ساسکس و متخصص نسل‌کشی، به میدل ایست آی گفت: «در بهترین حالت، این [وضعیت] مختلط است.»

در مورد نسل‌کشی‌ها در رواندا و بوسنی، سازمان ملل متحد تنها پس از وقوع، رسماً اعلام کرد که نسل‌کشی رخ داده است.

در مورد رواندا، فقدان اقدام به ویژه چشمگیر بود زیرا رومئو دالر، فرمانده یک هیئت صلح‌بان سازمان ملل متحد در آن کشور که در آن زمان سلاح‌های سبکی در اختیار داشت، بارها هشدار داد که نسل‌کشی در شرف وقوع است، اما سازمان ملل متحد هیچ واکنشی نشان نداد.

به گفته مقامات بهداشت فلسطین، از زمان حمله ۷ اکتبر به رهبری حماس به جنوب اسرائیل، حداقل ۶۵۰۰۰ فلسطینی، عمدتاً زنان و کودکان، در اثر حملات اسرائیل کشته شده‌اند.

این منطقه‌ی محصور به تلی از خاک تبدیل شده است و وزیر دارایی اسرائیل آشکارا از بمباران‌ها و تخریب خانه‌های فلسطینیان توسط اسرائیل تمجید می‌کند و راه را برای توسعه‌ی املاک و مستغلات و اسکان مجدد غزه هموار می‌سازد.

نهاد تحقیقاتی ارشد سازمان ملل متحد در امور فلسطین و اسرائیل روز سه‌شنبه در معتبرترین حکم خود تا به امروز،   اسرائیل را به جرم نسل‌کشی در غزه مجرم شناخت.

شاو گفت این یکی از تفاوت‌های کلیدی بین نسل‌کشی در غزه و سایر نسل‌کشی‌ها در تاریخ مدرن است.

او به میدل ایست آی گفت: «غزه متفاوت است، زیرا مسئله این نیست که سازمان ملل در به رسمیت شناختن نسل‌کشی تعلل کرده است. مسئله این است که ایالات متحده، عملاً با حمایت تسلیحاتی و سیاسی، در این ماجرا مشارکت دارد.»

کارشناسان می‌گویند سازمان ملل به دو دلیل در جلوگیری از نسل‌کشی‌ها شکست می‌خورد.

از یک سو، عدم علاقه‌ای در میان قدرت‌های بزرگ و کوچک برای مداخله در سرزمین‌های خارجی وجود دارد. چنین چیزی در مورد دارفور در اوایل دهه ۲۰۰۰ صدق می‌کرد، زمانی که دولت سودان و متحد آن، جنجوید، گروه‌های قومی غیرعرب را قتل عام کردند.

ایالات متحده در واقع خیلی سریع متوجه وقوع یک نسل‌کشی شد و در سپتامبر ۲۰۰۴ بیانیه‌ای صادر کرد. سپس، علاقه ایالات متحده کاهش یافت. این امر مانع مداخله نشد، اما کمکی هم نکرد.

با توجه به اینکه قدرت‌های بزرگ حواسشان پرت شده بود، شاید انتظار می‌رفت که این بهترین فرصت برای مداخله سازمان ملل باشد.

در نهایت، اتحادیه آفریقا تا پایان سال ۲۰۰۴ چند صد نیروی حافظ صلح مستقر کرد. سازمان ملل تا سال ۲۰۰۶، زمانی که جنایات رو به کاهش گذاشت، رسماً مجوز مأموریت حفظ صلح را صادر نکرد.

مجمع عمومی تقسیم شده

الکساندرا نووسلوف، متخصص صلح‌بانی سازمان ملل در مرکز توسیدید در پاریس، به میدل ایست آی گفت که نمونه‌های قبلی پاکسازی قومی و مداخله سازمان ملل، اهمیت دولت-ملت‌ها را برجسته می‌کند.

او گفت: «این سازمان ملل به عنوان یک سازمان نیست که شکست می‌خورد، بلکه کشورهای عضو سازمان ملل هستند که شکست می‌خورند. سازمان ملل طیف کاملی از گزینه‌ها را ارائه می‌دهد؛ می‌تواند تحریم کند و می‌تواند ائتلافی از کشورهای داوطلب برای عملیات حفظ صلح تشکیل دهد.»

نووسلوف گفت، همزمان با تشدید حملات اسرائیل به غزه و تهاجم ویرانگری که در شهر غزه در جریان است، واکنش کشورهای عضو به طور کلی متفاوت بوده است.

مهم‌ترین اقدامی که قرار است هفته آینده در مجمع عمومی سازمان ملل در مورد فلسطینی‌ها انجام شود، تلاش فرانسه – یکی از اعضای شورای امنیت – و عربستان سعودی برای وادار کردن اعضا به شناسایی کشور فلسطین خواهد بود.

او گفت: «البته، اقدام در مورد غزه به دلیل تهدید وتو در شورای امنیت توسط ایالات متحده و متحدانش با مانع مواجه است، اما شما همچنین مجمع عمومی را دارید. تاکنون قطعنامه‌ای برای اقدام مشخص در آنجا ارائه نشده است.» «مجمع عمومی دچار اختلاف نظر است.» 

با این حال، یک درس از تاریخ این است که بدون مداخله قدرت‌های بزرگ با استفاده از نیروی نظامی، برای سازمان ملل متحد بسیار دشوار است که به نسل‌کشی واکنش نشان دهد.

برای مثال، در بوسنی، ایالات متحده پس از قتل عام سربرنیتسا در سال ۱۹۹۵ بسیج شد. سازمان ملل پیش از آن تحریم تسلیحاتی علیه صربستان اعمال کرده بود که نتوانست جلوی کشتار مسلمانان بوسنیایی را بگیرد.

در سال ۱۹۹۵، ایالات متحده و متحدانش شروع به مسلح کردن مسیحیان کروات و مسلمانان بوسنیایی، برای مبارزه با صرب‌ها کردند. سپس اتحاد ناتو با استناد به حکم شورای امنیت سازمان ملل، حملات هوایی خود را به صربستان آغاز کرد.

داگ باندو، پژوهشگر ارشد موسسه کاتو، گفت که سرزنش جنایات اسرائیل در غزه متوجه سازمان ملل نیست، بلکه متوجه نزدیکترین حامی اسرائیل، یعنی ایالات متحده، است.

او گفت: «سازمان ملل به تنهایی هیچ نیرویی ندارد. این سازمان نتوانست جلوی نسل‌کشی در رواندا، قتل عام در سودان یا قتل عام در لیبریا را بگیرد، بنابراین دلیلی وجود ندارد که از سازمان ملل انتظار داشته باشیم به تنهایی جلوی آنچه در غزه می‌گذرد را بگیرد.»

او گفت: «تقریباً تمام تقصیر غزه متوجه آمریکاست که سلاح و پشتیبانی برای اسرائیل فراهم می‌کند. آمریکا، حامی شماره یک اسرائیل است و آمریکا، حامی شماره دو سازمان ملل، مانع از اقدام آن می‌شود.»

انتهای پیام

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

language »