ترامپ هشدار داد که اگر پیشنهاد او را رد کنند، اسرائیل با حمایت کامل ایالات متحده، آزادانه هر اقدامی را که صلاح بداند در غزه انجام خواهد داد، موضوعی که موجب می شود، آن را نه یک طرح صلح، بلکه تهدیدی برای فلسطینیان و حامیان منطقه ای آنها، تلقی شود، تا آنها را به سکوت یا همراهی اجباری، محکوم کند.

سیاست شرق _ با ادامه وضعیت پیچیده در باریکه غزه، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، پیشنهاد آتشبس غزه را ارائه داد؛ در حالی که بنا به آمار اعلام شده توسط فلسطینیان، تاکنون بیش از ۶۶ هزار نفر در غزه جان باختند، بیش از ۱۶٠ هزار نفر دیگر مجروح و همچنین ۱٠ هزار نفر مفقود، که به نظر می رسد، زیر آوار ها، جان باخته اند.
در اولین واکنش ها، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، آن را پذیرفت و بسیاری از متحدین منطقه ای آمریکا در خاورمیانه، از آن استقبال نمودند، تا شاید پایانی بر نسل کشی حاکم بر غزه باشد، اما آیا نتایجی را که فلسطینیها، به دنبال آنند، محقق خواهد شد، یا نخست وزیر اسرائیل را، به نتایج دلخواهش خواهد رساند؟
از ۷ اکتبر ۲٠۲۳، پس از عملیات طوفان الاقصی، که منجر به کشته شدن ۱۲٠٠ نفر و اسارت نزدیک به ۲۷٠ نفر دیگر، توسط حماس شد، عملیات محاصره و بمباران گسترده باریکه غزه توسط اسرائیل ، همچنان ادامه دارد؛ انتقامی که نامتناسب و اقداماتی غیر بشردوستانه، که مردم عادی فلسطینی یعنی زنان، کودکان و افراد مسن را، در معرض تلفات گسترده قرار داد، تا نمایشی از « نسل کشی» در هزاره سوم، در این نقطه از جهان باشد.
با این حال، تلاش های مختلف منطقه ای و بین المللی، برای آتش بس در غزه و ممانعت از کشتار غیرنظامیان، که در منطقه ای جنگی گرفتار شده اند، به دلیل حمایت کامل کاخ سفید از سیاست های نخست وزیر اسرائیل، تاکنون نتوانست مانعی برای ادامه وضعیت غیر انسانی غزه باشد، بخصوص آنکه، شورای امنیت سازمان ملل نیز، به دلیل مخالفت های ایالات متحده، از انجام وظایف قانون و انسانی خود، ناتوان ماند.
اما ارائه طرح صلح از سوی حامی سیاسی، اقتصادی و نظامی تلاویو در برابر فلسطینیان و کشورهای منطقه و جهان، با در نظر گرفتن ملاحظات مختلف نخست وزیر اسرائیل و عامل وضعیت غیر انسانی غزه، چیزی جز یک کمدی سیاسی نیست، که اهداف و منافع اسرائیل را، در اولویت خود دارد، هرچند که جهان، نمایشی از صلح را نظاره گر است .
اینکه، کسانی که، خود موجب ایجاد وضعیت موجود برای فلسطینیان هستند، خود نیز در مورد آینده مردم آن، تصمیم گیری و طرح ارائه دهند، بیش از آنکه دلایل انسان دوستانه ای را، پیوست خود داشته باشد، بیانگر جهت گیری متفاوتی، برای رسیدن به اهدافی است که در سر دارند، بخصوص اینکه، همچنان کشور مستقل فلسطینی، رویایی برای آنها، پس از نزدیک به هشت دهه باشد.
اینکه در طرح پیشنهادی رئیس جمهورآمریکا و در توافق احتمالی، هیچ تضمینی به فلسطینیها داده نشده است و این خواسته های اسرائیل است که، مورد توجه قرار می گیرد، گواهی بر ادامه حمایت قاطع کاخ سفید از تلاویو است، که در هیچ برهه ای، تا این حد به نمایش گذاشته نشد.
بر اساس این طرح،«جنگ در غزه متوقف میشود، اسیران اسرائیلی و فلسطینی، متقابلا آزاد می شوند، کنترل نوار غزه به «هیئت صلح»، یک دولت انتقالی بینالمللی به ریاست ترامپ، با اعضایی از جمله تونی بلر، نخستوزیر سابق انگلیس، واگذار می شود. اعضای حماس که قول «همزیستی مسالمتآمیز» و خلع سلاح را بدهند، عفو عمومی دریافت خواهند کرد. به دیگران «که مایل به ترک غزه هستند، مسیر امنی برای رفتن به کشورهای میزبان فراهم خواهد شد. ارسال کمکها از سر گرفته میشود، گفته میشود نیروهای اسرائیلی پس از برآورده شدن شرایط خاص، عقبنشینی خواهند کرد.»
اما نکته قابل توجه، تهدید دونالد ترامپ، مبنی بر تبعات هرگونه مخالفت با این طرح است!
ترامپ هشدار داد که اگر پیشنهاد او را رد کنند، اسرائیل با حمایت کامل ایالات متحده، آزادانه هر اقدامی را که صلاح بداند، در غزه انجام خواهد داد، موضوعی که موجب می شود، آن را نه یک طرح صلح، بلکه طرحی تهدیدآمیز برای فلسطینیان و حامیان منطقه ای آنها تلقی شود، تا آنها را به سکوت یا همراهی اجباری، محکوم کند.
در همین حال، در این طرح، نقش مهمی به تشکیلات خودگردان داده نشده و کمکهای بین المللی نیز، توسط سازمان ملل و هلال احمر بینالمللی ارائه خواهد شد، که می تواند به مرور زمان و با وقوع حوادث مختلف، به نتایج دیگری نیز منتهی شود، که مهمترین آن، فراموشی «کشور مستقل فلسطینی» اعلام شده توسط ساز و گار اعلام شده و مورد حمایت بیش از ۱۶٠ کشور جهان است، کشوری که اخیرا نیز، توسط، متحدین ایالات متحده، یعنی کانادا، استرالیا، انگلیس، فرانسه و پرتغال به رسمیت شناخته شده است.
هرچند بسیاری از رهبران جهان، برای پایان کشمکش در سرزمین فلسطین، «راه حل دو کشور» را پذیرفته اند و مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۲ سپتامبر ۲٠۲۵، به قطعنامهای با هدف احیای راهحل دو کشوری رأی مثبت داد، با این حال، واقعیتهای میدانی موجود، امید به تشکیل «کشور فلسطین» را، در حداقل مقدار و میزان خود قرار داده است؛ سرزمینهایی شامل نوار غزه و کرانه باختری، با مرکزیت قدس شرقی به عنوان پایتخت فلسطین، که دولت ایالات متحده، بعنوان حامی اصلی اسرائیل، مانع اصلی و جدی، تشکیل آن نیز شده است. سرزمین هایی که، با سیاستهای تجاوزکارانه و توسعه طلبانه اسرائیل، تکهتکه و با ساخت شهرکهای غیرقانونی در کرانه باختری، مورد تهدید جدی قرار گرفته است، هرچند که جهان، بخواهد سیاست دیگری را در مقابل آن، درپیش بگیرد.
اما طرح دونالد ترامپ، غزه را بیش از پیش از کرانه باختری و قدس شرقی جدا خواهد کرد و مسیری مبهم و در عین حال، تابع حوادث مختلف آینده در پی خواهد داشت، تا شاید بتدریج و بخواست اسرائیل، کشور مستقل فلسطینی،در گذر زمان به فراموشی سپرده شود، زیرا سرزمین های مورد نظر فلسطینیان، هر روز کوچک و کوچک تر می شوند و دیگر فلسطینیان فقط ساکن آن هستند و نه اداره کننده آن، یعنی شهروند می شوند.
طرح ترامپ، سرنوشت فلسطینیها را، به حسن نیت بازیگران خارجی و تصمیمات آنها وابسته میکند، کسانی که متحدین اسرائیل هستند و نتانیاهو نیز به نوبه خود، بارها سوگند یاد کرده است که، هرگونه تلاشی برای تأسیس کشور فلسطین را خنثی کند؛ یعنی تضعیف روند صلح و تثبیت روند اشغالگری اسرائیل، تا زمانی که از حمایت ایالات متحده و غرب برخوردار است.
انتهای پیام