... امروز: شنبه - ۰۵ اسفند - ۱۴۰۲
اجتماعی ۲۰ آذر ۱۴۰۲ - 1:02 ق.ظ زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
کپی شد!
0
سخنی در وصف روشنفکر؛

تأملات و تعاملات

اگر راهی را بروی که همیشه رفته‌ای، به همان جایی می‌رسی که همیشه رسیده‌ای. اما یافتن مسیرهای جدید، الزاما نیازمند نگرش‌های تازه است که رنج ساختن‌ و پروراندن‌شان را روشنفکران واقعی متحمل می‌شوند.

سیاست شرق _ کوثر شیخ نجدی

روشنفکر، الزاماً قرار نیست حرفی را بزند، که همه
می دانند، قرار نیست چیزی را بگوید، که مورد تأیید و
لایک قرار بگیرد و برایش کف بزنند. حتی قرار نیست
حرف و ایده اش را، عموم مردم، بی فاصله وبی واسطه درك کنند. و مهم تراز آن، قرار نیست ایده اش کاملاً درست و قطعی و حتمی تلقی شود.

روشنفکر کسی است که می تواند متفاوت فکرکند. او
قادر است به جهاتی از یک مسأله اشاره کند، که دیگران از آن غافل مانده اند، او نور را در طیف های مختلفش به نقاطی می تاباند، که تا پیش از آن، تاریک و خاموش و تک رنگ بوده اند.
او همان کسی است که برای اولین بار، فهمید که می. شود به جای جنگیدن با قبیله روبه رو، با آنها تعامل کرد، معامله کرد، یا بی صدا از کنارشان گذشت و نکشت و کشته نشد.
و روشنفکر ناچار است تا مدتی درد نفهمیدن عوام را
تحمل کند، چراکه حرف او تازگی دارد و رشته يا اعصاب عوام، کشش درك سخنان او را ندارند. آن هورمون های غریزی که فرمان جنگ و گریز و ستیز می دهند، آن سلسله اعصاب کهن و باستانی، نمی توانند به سرعت مسیرهای عصبی جدید را جایگزین کنند.
نگاه روشنفکر ممکن است در نظر جامعه امری عجیب و نامأنوس بنماید که با اطلاعات پیشین و عادت ها و
سنت های ذهنی عوام نه فقط پیوندی نداشته، بلکه در تضاد با آن عادات باشد. پس طبیعی است که همیشه عده ای از شنیدن سخنان نو برآشفته شوند و شمشیر بکشند.
اما یک جامعه چطور ممکن است رشد کند؟
یک جامعه چطور باید نو شدن را تجربه کند؟
چطور باید روش هاي تازه ای برای زیستن و دوام آوردن را بیاموزد و در خود نهادینه کند؟
اگر راهی را بروی که همیشه رفته ای، به همان جایی
می رسی که همیشه رسیده ای. اما یافتن مسیرهای
جدید، الزاماً نیازمند نگرش های تازه است که رنج
سـاختن و پروراندنشان را روشنفکران واقعی متحمل
می شوند.
لذا به عنوان عوام، موظفیم که، یاد بگیریم هر سخن
جدیدی را به سرعت پس نزنیم.
پیرامونش فکر کنیم، اگر نمی فهمیم، سعی کنیم بیشتر
بپرسیم، توضیح بخواهیم و تمرین کنیم، گهگاه ذهن
خود را از تمام بایدها و عادت ها و ارزش های گذشته خالی کنیم.
اجازه دهیم، مغز بیچاره مان دمی فرصت پیدا کند، بدون لایه های سنگین قضاوت، فارغ از آموخته های نظام های تربیتی و ارزشی که از کودکی به خوردش داده اند، به مسائل نگاه کند. آن وقت ممکن است بشود، امیدوار بود که خرد جمعی جامعه را، به سمتی روشنتر بکشاند.

[*] شاعر، نویسنده و مترجم

منبع: روزنامه خوزی ها

انتهای پیام

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

language »